در مطلب زیر میخوانید
زمين شناسي ايران ،جايگاه زمين شناسي ايران،الف- زون زاگرس ب-زون سنندج- سيرجان ج- زون ايران مركزي د-زون مكران ه- زون البرز،سازندهاي مهم زاگرس چين خورده،تشكيلات جهرم،تشكيلات پابده،تشكيلات آسماري،تشكيلات رازك،گروه فارس،تشكيلات گچساران،تشكيلات ميشان ،سازندبختياري،
زمين شناسي ايران:
جايگاه زمينشناسي ايران: در زمينشناسي ايران، اين باور وجود دارد كه سرزمين ايران در بخش مياني كوهزاد آلپ – هيماليا است، كه از باختر اروپا آغاز و پس از گذر از تركيه، ايران، افغانستان تا تبت و شايد تا نزديكيهاي برمه و اندونزي ادامه دارد. جايگاه زمينشناختي ويژة اين كوهها در فصل مشترك دو قارة اوراسيا و گندوانا سبب شده تا در بارة چگونگي پيدايش اين نوار چينخورده دو نظريه بزرگ ناوديس تتيس و تكتونيك صفحه اي مورد بحث باشد
باشروع استخراج نفت درايران كوههاي زاگرس وبعضي نقاط ديگر توسط زمين شناسان خارجي شركت نفت مورد بررسي قرار گرفت ونتيجه اين تحقيقات به صورت نقشه زمين شناسي ايران با مقياس /000/500/1:2ترسيم شده است . توسط زمين شناسان ايراني و خارجي نقشه هاي000/1:250 ازنقاط مختلف ايران تهيه گرديده است و ايران را به محدوده ها يا زونهايي تقسيم بندي كرده اند
ايران در 4/1 ميليارد سال پيش، قسمتي از تنها قاره آن زمان يعني قاره مگاژه آ بوده كه در آن فعاليتهاي ماگمايي ودگرگوني اهميت زياد داشت. اين تنها قاره يعني مگاژه در سالهاي بين 2-4/1 ميليارد سال پيش وجود داشته است و در سطح آن، در بين قسمت هاي پايدارتر يعني پلاتفرم ها، كمربندهاي بزرگ ناوديس در اتدادهاي شمالي- جنوبي و شرقي- غربي وجود داشته اند. در 4/1 تا8/0 ميليارد سال پيش كم كم جدا شدن وتقسيم اين تنها قاره آغاز شده كه فرجام آن دو ابر قاره به نامهاي اورازيا و گندوانا بوده و بزرگ ناوديس تتيس در بين آنها پديد آمده است.
ايران از نظر زمين شناسي ساختمان يكنواخت ندارد ودر نتيجه به مناطق يا زون هايي تقسيم شده كه هر يك با اختصاصات ويژه اي مشخص مي باشند. واحدهاي مهم زمين شناسي و ساختماني ايران عبارتند از:
الف- زاگرس ( 1- دشت خوزستان 2- زاگرس چين خورده 3- زاگرس مرتفع )
ب- سنندج – سيرجان
ج- ايران مركزي
د- شرق و جنوب شرق ايران ( 1- زون فليش يا زون نهبندان خاش 2- بلوك لوت 3- زون مكران )
ه- البرز ( 1- البرز شرقي و كپه داغ 2- البرز مركزي 3- البرز غربي و آذربايجان )
شكل شماره 11: نقشه زون هاي زمين شناسي ايران
الف- زون زاگرس:
1- دشت خوزستان: شامل قسمتي از دشت وسيع بين النهرين است كه از نظر ساختمان زمين شناسي جزيي از پلاتفرم عربستان محسوب مي شود.اين دشت بوسيله رسوبات آبرفتي كاملا پوشيده شده ولي با حفاريهاي متعدد چاههاي نفتي و بررسي هاي ژئوفيزيكي بدست آمده مبين آن است كه تشكيلات دوران اول تا ترشيري در آن وجود دارد. دشت خوزستان از نظر ساختماني ساده بوده و منحصر به چين خوردگيهاي بسيار ملايم با محور شمالي- جنوبي است.
2- زيرپهنة زاگرس چين خورده : زاگرس چين خورده، به گفتهاي ديگر « زاگرس بيروني»، با پهناي 150 تا 250 كيلومتر، بخش حاشيه اي و كراتوني سپر عربستان است كه در مزوزوييك و سنوزوييك در حال نشست پيوسته بوده درزاگرس چين خورده، رخنموني از سنگهاي پركامبرين ديده نشده و حفاريهاي نفتي نيز تاكنون به پي سنگ نرسيده است. اين زون با جهت شمال غرب – جنوب شرق درجنوب غربي ايران به صورت يك كمربند چين خورده كه طول آن بيش از 1200 كيلومتر و به عرض حدود 200 كيلومتر در شمال خليج فارس ودشت بين النهرين كشيده شده است . حد شمال شرقي آن ، گسل معروف زاگرس ميباشد. امتداد جنوب شرقي زاگرس به ظاهر ارتفاعات مكران است ولي بين رشته كوههاي زاگرس ورشته كوههاي مكران ازنظر زمين شناسان تفاوت خيلي زياد وجود دارد .
پلاتفرم عربستان با شيب كمي درجهت شمال شرقي درزير رسوبات پنهان شده و اين قسمت ازايران ازدوره پرمين بتدريج ازساير قسمتها جداشده ودراواخر ترياس كاملاً مستقل شده است وبعد ازآن ژئوسينكلينال زاگرس حوضه هاي با فرونشيني مداوم وتوام با رسوبگذاري ممتد بوده وتنها درآخرين فاز كوههاي آلپ درپليو – پليئيستون رسوبات آن چين خورده وبالا آمده است .
به نظر اشتوكلين تمام لايه هاي رسوبي زاگرس كه برروي پي سنگ پركامبرين قرار گرفته به سه گروه تقسيم ميشود:
1- رسوبات اينفراكامبرين تا ترياس كه ويژگي رسوبات پوشش پلاتفرم را دارد .
2- رسوبات ترياس تاميوسن يا رسوبهاي مرحله ژئوسينكلينال
3 - رسوبات كنگلومرايي همزمان وبعد از كوهزايي
درزاگرس چين خورده شدت چين خوردگي عموماً ازجنوب غرب به طرف شمال شرق بيشتر ميشود محور چين ها شمال غرب – جنوب شرق بوده وبموازات امتداد كلي كمربند چين خورده است .
اختلاف شكل عمده درطول آن دربعضي جاها مربوط به اختلاف جنس سنگها و دربعضي نقاط مربوط به ميزان فشردگي چين هاست . اختلاف شكل نوع اول ناشي ازحركات خشكي زائي درفازهاي مختلف كوهزايي است كه سبب تحول درشرايط رسوبگذاري شده واختلاف شكل دوم مربوط به شكل لبه پلاتفرم عربي است كه هر جا به صورت دماغه اي پيش آمده سبب فشردگي بيشتر شده است . ( جداري عيوضي ،1378) ضخامت رسوبات دريايي ( مرحله ژئوسينكلينال ) زاگرس به چندين هزار متر ميرسد كه درآنها هيچگونه دگر شيبي ديده نميشود وتمام لايه ها بصورت هم شيب بر روي رسوبات پلاتفرم قرار گرفته است . با وجود هم شيبي كامل بين رسوبات تغييرات فراواني ازضخامت ونوع رخساره سنگها ديده ميشود كه اثر حركات خشكي زائي يا اپيروژنيك ميباشد كه اين حركات موجهاي بسيار ملايمي دركف حوضه بوجود آورده است . محور موجها برخلاف انتظار با محور اصلي حوضه زاگرس يكي نيست وبا جهت شمال به جنوب يعني با امتداد محورهاي ساختماني عربستان مطابقت دارد . درزاگرس چين خورده اثر هيچگونه فعاليت آتشفشاني ديده نميشود .
زمينهاي اين منطقه متناوباً ازجنس سنگهاي آهكي يا دو لوميتي با مارن و مارنهاي آهكي است كه غالباً چينه بندي ظريفي دارند . زاگرس چين خورده از يكسري چينهاي نامتقارن طويل و موازي با محور شمال غرب به جنوب شرق ميباشد .
3- زاگرس مرتفع يا زاگرس رورانده يا زاگرس داخلي: اين زون ساختماني به شدت خرد شده و گسل خورده بوده بوده وبه صورت نوار باريك وكم عرضي (10 تا70) كيلومتر بين زون سنندج سيرجان و زاگرس چين خورده قرار دارد.
ب- زون سنندج- سيرجان: سنندج – سيرجان باريكهاي از جنوب باختري ايران مياني است كه در بلافصل شمال خاوري راندگي اصلي زاگرس قرار دارد. ويژگيهاي سنگي و ساختاري سنندج – سيرجان معرف يك گودي ژرف و يا كافت ميانة بلوك در سپر پركامبرين ايران و عربستان است. به همينرو ويژگيهاي زمينشناختي آن با پهنههاي مجاور تفاوتهاي آشكار دارد. تفاوتهاي ويژة اين زون سبب شده است تا از گذشتههاي دور مورد توجه و مطالعة زمينشناسان باشد.
درازاي زون سنندج – سيرجان حدود 1500 و پهناي آن 150 تا 250 كيلومتر است كه از باختر درياچة اروميه آغاز ميشود و در يك راستاي شمال باختري – جنوب خاوري تا گسل ميناب، در شمال بندرعباس، ادامه مييابد. همخواني روند ساختـاري، يكساني الگوي ساختاري، چيرگي راندگيها به ويژه پذيرش الگوي استاندارد مناطق كوهزادي در زونهاي برخوردي، سبب شده است تا زمينشناساني مانند فالكن (1961)، برو و ريكو (1971)، هينز و مككوييلن (1974)، فرهودي (1978) و علوي(1994)، سنندج – سيرجان را زير زوني از كوهزاد زاگرس بدانند. ولي، ترتيب رسوبات، چارچوب زمينساختي و به ويژه رويدادهاي زمينساختي و فعاليتهاي ماگمايي – دگرگوني سبب شده تا گروهي بزرگ از زمينشناسان، ويژگيهاي سنندج – سيرجان را با مناطق پرتحرك مركز و شمال ايران قياس كرده و آن را زيرزوني از ايران مياني بدانند. با اين حال، تفاوتهايي مانند پيروي از روند ساختماني زاگرس، نبود نسبي سنگهاي آتشفشاني دورة ترشيري، محدوديت گسترش سنگهاي ترشيري، فراواني نفوذيهاي گرانيتي – ديوريتي مزوزوييك و سنوزوييك، فراواني نسبي سنگهاي آذرين بيروني پالئوزوييك (سيلورين – دونين – پرمين)، عملكرد احتمالي رويدادهاي زمينساختي پيش از پرمين، و سرانجام دگرگوني به نسبت پيشرفته جنبشهاي سيمرين پيشين از ويژگيهاي بارز سنندج – سيرجان است كه وابستگي آن را با زونهاي مجاور پرسشآميز و مستقل دانستن آن را پيشنهاد ميكند. ويژگيهاي بارز سنندج – سيرجان به ويژه فرآيندهاي دگرگوني آن در همه جا يكسان نيستند. در نيمة جنوب خاوري اين زون پديدههاي دگرگوني به طور عمده حاصل عملكرد كوهزايي سيمرين پيشين است در حالي كه در نيمة شمالي آن رويدادهاي سيمرين مياني به ويژه كوهزايي لاراميد از عوامل پلوتونيسم و دگرگوني هستند.
ج- زون ايران مركزي: ايران مركزي يكي از واحدهاي عمده اي است كه به شكل مثلث در مركز ايران قرار دارد و جزئ بزرگترين و پيچيده ترين واحد زمين شناسي به شمار مي رود. در اين واحد قديمي ترين سنگهاي دگرگون شده (پركامبرين) تا آتشفشان فعال و نيمه فعال امروزي وجود دارد. ضخامت بيرون زدگيهاي سنگهاي پركامبرين پيشين در ايران مركزي بيش از ده هزار متر و خود از فرسايش سنگهاي آذرين قديمي تر بوجود آمده است.فعاليت هاي آتشفشاني نيمه فعال امروزي، نظير آتشفشان بزمان، جنوب يزد و بيجار را مي توان آخرين مرحله فعاليت اين زون دانست.
د- زون مكران: مكران، شامل كوههاي خاوري – باختري است كه از سواحل درياي عمان تا فروافتادگي جازموريان دنباله دارد. مرز باختري اين كوهها توسط خط عمان (گسل ميناب) از زون برخوردي زاگرس جدا ميشود و در خاور پس از گذر از بلوچستان پاكستان تا محور لاس بلا ادامه مييابد. از سيماي ريختشناختي شاخص مكران ميتوان به آميزه هاي رنگين، برونزدهاي چهره ساز فليش هاي وحشي ، آميزه هاي زمينساختي و سواحل بالا آمدة پلكاني، خليجهاي نعلـي شكل و گلفشانها اشاره كرد. بخش دريايي مكران به علت شيب تند فلات قاره پهنـــاي كمي دارد و در فاصلة 25 كيلومتري از ساحل، ژرفاي آب به 200 متر ميرسد. گفتني است كه خمش سنگ كره اقيانوسي پيش از فرورانش و به ويژه عملكرد گسلهاي راندگي از عوامل چهره ساز مكراناند.
ه- زون البرز: سلسله كوههاي البرز با روند تقريبا شرقي- غربي، بخشي از رشته جبال آلپ- هيماليا است كه در طي حركات كوهزايي آلپ پاياني به صورت فعلي در آمده است. اين كوهها كه از آذربايجان تا خراسان ادامه دارد از نظر چينه شناسي و تكتونيك اختصاصات يكنواخت نداشته و به واحدهاي مختلفي تقسيم مي شود. زون البرز به سه زير زون كپه داغ والبرز شرقي، البرز مركزي و البرز غربي و آذربايجان تقسيم مي شود. كپه داغ به صورت باريكه طويلي در شمال خراسان قرار دارد ومتشكل از رسوبات ضخيم با رخساره هاي متنوع شبيه به زاكرس چين خورده است. بنابراين در اين قسمت از ايران نيز دريا وجود داشته است. زير زون البرز مركزي از سمنان تا قزوين ادامه دارد و فعاليتهاي آتشفشاني ائوسن در تمام طول آن ديده مي شود. زير زون البرز غربي و آذربايجان حوادث زيادي را پشت سر گذاشته است. اما قسمت اعظم آذربايجان به وسيله رسوبات ترشير و سنگهاي آتشفشاني پوشيده شده است. گسل هاي اصلي در آذربايجان از فعال ترين منطقه زلزله خيز ايران به شمار مي رود.
تعدادي از سازندهاي مهم زاگرس چين خورده:
ناحيه زمين شناسي زاگرس درجنوب راندگي اصلي زاگرس قرارداشته ومتشكل ازرسوبات منظم وچين خوردهاي است كه سن آنها ازپركامبرين تا پليوسن بوده وفاقد فعاليتهاي آذرين ودگرگوني است . بايد توجه داشت كه شكل حوضه رسوبي وگسترش جغرافيايي هرسازند وتغييرات سنگ رخسارهاي تابع مكانيسم ساختماني منطقه است وعوامل مذكور خود متأثر ازساختمان پي سنگ ميباشد وچون اطلاعات كافي درخصوص پي سنگ ، وجود ندارد بنابراين درك تغييرات جنبه تفسيري داشته و تا يقين فاصله اي بعيد دارد . به طور كلي رسوبات بعد از آسماري شامل سازند هاي گروه فارس ورسوبات جوانتر ميباشد .
اولين سازند پس از آسماري سازند گچساران است كه درناحيه خاور فارس به بخشهاي مول ، چهل وچمپه تغيير رخساره ميدهد ولي درنواحي مجاور روراندگي زاگرس تبديل به سازند رازك شده و بعد سازند ميشان بايك پيشروي جزئي به صورت محدود سازند گچساران راميپوشاند وسپس سازند آغاجاري سازند ميشان را ميپوشاند . درفارس سازند ميشان هم ارزسني سازند گچساران درفرو افتادگي دزفول است و بالاخره سازند بختياري كليه سازندهاي قديمتر درترافهاي باقيمانده ازآخرين فاز كوهزايي زاگروسين را ميپوشاند .(1965)james & wynd سري فارس را درگروه سنگ چينهاي قرارداده وفارس پاييني را سازند گچساران ، فارس مياني را سازند ميشان وفارس بالايي را سازند آغاجاري طبقه بندي نمودهاند . (1975) Stoneley تفاسير وتعابير جديدي را درگروه فارس پيشنهاد نمود وبالاخره نامبرده براي اولين بارپيشنهاد كرد كه سازند بختياري درگروه فارس طبقه بندي گردد .
تشكيلات جهرم: مقطع اصلي اين تشكيلات در دامنه كوه تنگ آب در دامنه كوه جهرم اندازه گيري شده است. 30 متر از قاعده اين تشكيلات دولوميت هاي قهوه اي رنگ است كه روي آن در حدود 160 متردولوميت دانه متوسط قرار دارد. بالاخره 270 متر قسمت بالايي آن آهك دولوميتي با ميكروفسيلهاي فراوان مي باشد. سن آن پالئوسن تا ائوسن پاياني است.
تشكيلات پابده: در تنگ پابده واقع در جنوب شرقي كوه پابده مي باشد.شامل 5/798 متر شيل و آهك رسي خاكستري مي باشد كه با دگرشيبي فرسايشي روي تشكيلات گورپي قرار دارد. سن آن پالئوسن تا ميوسن است.
تشكيلات آسماري: مقطع اصلي آن در تنگ گل ترش روي دامنه جنوب غربي طاقديس كوه آسماري واقع است.ليتولوژي آن از 314 متر آهكهاي كرم رنگ تا قهوه اي است كه داراي فسيلهاي صدف مي باشد. تشكيلات آسماري به طور هم شيب بين تشكيلات پابده (در زير) و تشكيلات گچساران (در بالا) قرار دارد. سن تشكيلات آسماري ميوسن زيرين است.
تشكيلات رازك :
مقطع اصلي آن دردامنه شمالي كوه جهرم ( در 37 كيلومتري جنوب شرقي شهر جهرم و نيم مايلي جنوب شرق دهكده چاه تيز ) واقع است كه ازنظر ليتولوژي شامل مارنهاي سيلتي قرمزمايل به سبز تا خاكستري وآهكهاي سيلتي ميباشد . اين تشكيلات ميان تشكيلات آسماري درپايين وتشكيلات ميشان دربالا بطورهم شيب قراردارد . با توجه به فسيلهاي موجود سن اين تشكيلات ميوسن آغازي است .
گروه فارس:
1- تشكيلات گچساران :
تشكيلات گچساران درمقطع زيرزميني ضمن حفاريهاي نفتي مطالعه شده است . اين بخش از 110 متر مارنهاي خاكستري تا قرمز وآهكهاي ژيپسي وهمچنين دولوميت وژيپس تودهاي يا نودولار ميباشد كه درآهكها ومارن هاي آن ميكروفسيل هايي يافت ميشود.
درفارس داخلي قسمت زيرين تشكيلات گچساران معادل وهمزمان آسماري بالائي واحتمالاً قسمت مياني آسماري درخوزستان است . سن تشكيلات گچساران ميوسن آغازي است .
2- تشكيلات ميشان: مقطع اصلي اين تشكيلات در طول جاده گچساران به بي بي حكيمه و گناوه نرسيده به پل زهره در گردنه اي به نام پليكان طلايي قرار دارد. اين تشكيلات شامل 710 متر مارنهاي خاكستري و آهكهاي صدف دار با ميكروفسيل فراوان است. 60 متر قاعده تناوبي از آهكهاي صدفي، لايه هاي كرمي مارن و آهكهاي ريفي است.سن تشكيلات ميشان ميوسن آغازي تا مياني است.
3- سازند آواري آغاجاري :
نام اين سازند از نام شهرستان آغاجاري واقع در ميانه يال جنوبي نفتي آغاجاري و130 كيلومتري جنوب خاوري اهواز گرفته شده است .(خسرو تهراني ، 1367 ) برش نمونه سازند آواري آغاجاري در امتداد جاده اي كه ميانه ميدان نفتي آغاجاري را قطع مي كند برداشت شده است .
سنگ شناسي سازند آغاجاري :
رديف اين سازند شامل 2966 متر تناوب ماسه سنگهاي آهكي قهوه اي تا خاكستري و مارنهاي قرمز رنگ با رگه هاي ژيپس و بالاخره سيلتستون قرمز رنگ مي باشد . معمولا ماسه سنگها حالت فرسوده برجسته ، ولي مارنها و سيلتستونها داراي فرسودگي عميق هستند . ماسه سنگهاي سازند آغاجاري را مي توان بنا به توصيفات فولك Folk (1968) در رده كالك ليتايت تا چرت آرنايت از گروه ليت آرنايت طبقه بندي نمود . (مطيعي ،1369 )
عكس شماره 39: تناوب مارن و فورش سنگ در سازند آغاجاري
حدود پاييني وبالايي :
حد پاييني سازند آغا جاري گاهي بصورت قاطع واكثراً تدريجي به سازند ميشان است . درناحيه فارس قاعدة پايين ترين مارن قرمز به عنوان حد پاييني اين سازند شناخته ميشود . حد بالايي سازند آغا جاري سازند كنگلومراي بختياري است . اين حد گاهي تدريجي وهمساز وگاهي قاطع وناهمساز است .
بخش آواري لهبري lahbari clastic Mbr.
رديف اين بخش مركب از 1575 متر سيلتستون ، مارنهاي سيلتي ، ماسه سنگهاي كربناتي وژيپس است . در73 متربالايي اين بخش ماسه سنگهاي قلوهاي ديده ميشود .شناسايي بخش لهبري به علت رنگ خاكي آن گاهي ازرسوبات عهد حاضر منطقه كه حاصل Reworkسازندهاي آغاجاري وبختياري ميباشد به سختي امكان پذير است .
سازند آغاجاري شامل تناوب تكراري سيكل هايي است كه به طرف بالا دانه ريز ميشود . يك رديف معمولي شامل تناوب لايه هاي ماسه سنگي به ضخامت 2 تا 5 متر وبرروي آن لايه ضخيمي ازمارن درتناوب بالايه هاي نازك سيلتستون وماسه سنگ دانه ريز ميباشد . زونهاي حاوي لايه هاي ژيپس به ضخامت 10 تا 50 سانتي متر درلابه لاي مارن هاي قرمز رنگ ، سيلتستون ها وماسه سنگهاي ظريف دانه با آثار فسيلهاي گياهي ، آثار پاي جانوران وسنگواره هاي شكم پايان آب شيرين ميباشد ،پس سن تشكيلات آغاجاري در مقطع تيپ ميوسن انتهايي تا پليوسن مي باشد .
سازند بختياري :
نام اين تشكيلات ازنام قبيله بختياري ناحيه خوزستان گرفته شده است ومقطع اصلي آن درگدار لندر درشمال مسجد سليمان ودرمجاورت رود كارون به ضخامت 518 متر واقع است .3/1قسمت قاعده اين تشكيلات تناوبي ازكنگلومراي سخت ومقاوم وماسه سنگ كنگلومرايي و گريتستون ( سنگ سيليسي ) است . بقيه اين تشكيلات شامل كنگلومراي ماسيف و لايه هاي نازك گريتستون است . (خسرو تهراني ،1367 ) عناصر متشكله اين كنگلومراها گردو كروي ومتعلق به اليگوسن ، ائوسن وآهكهاي كرتاسه ميباشد كه بوسيله سيماني ازماسه ، سيليس وآهك به يكديگر جوش خورده است وكنتاكت تشكيلات بختياري با تشكيلات آغا جاري درمقطع اصلي بطور دگر شيب ميباشد ، فسيل شاخص دركنگلومراي بختياري مشاهده نگرديده ولي سن اين تشكيلات را ميتوان پليوسن پاياني يا جوانتر دانست .
تذکر : عکسها و جداول به علت مشکلات آپلود کردن درج نگردیده و بزودی بصورت یک فایل ارائه خواهد شد.






