تبليغاتX
انتقال آب و زهکشی

انتقال آب و زهکشی

حاوی مطالب علمی وآموزشی رشته انتقال آب و زهکشی

در مطلب زیر میخوانید

زمين شناسي ايران ،جايگاه زمين شناسي ايران،الف- زون زاگرس  ب-زون سنندج- سيرجان  ج- زون ايران مركزي د-زون مكران ه- زون البرز،سازندهاي مهم زاگرس چين خورده،تشكيلات جهرم،تشكيلات پابده،تشكيلات آسماري،تشكيلات رازك،گروه فارس،تشكيلات گچساران،تشكيلات ميشان ،سازندبختياري،

زمين شناسي ايران:

جايگاه زمينشناسي ايران:  در زمين‎شناسي ايران، اين باور وجود دارد كه سرزمين ايران در بخش مياني كوهزاد آلپ – هيماليا است، كه از باختر اروپا آغاز و پس از گذر از تركيه، ايران، افغانستان تا تبت و شايد تا نزديكي‎هاي برمه و اندونزي ادامه دارد. جايگاه زمين‎شناختي ويژة اين كوه‎ها در فصل مشترك دو قارة اوراسيا و گندوانا سبب شده تا در بارة چگونگي پيدايش اين نوار چين‎خورده دو نظريه بزرگ ناوديس تتيس و تكتونيك صفحه اي مورد بحث باشد

باشروع استخراج نفت درايران كوههاي زاگرس وبعضي نقاط ديگر توسط زمين شناسان خارجي شركت نفت مورد بررسي قرار گرفت ونتيجه اين تحقيقات به صورت نقشه زمين شناسي ايران با مقياس /000/500/1:2ترسيم شده است . توسط زمين شناسان ايراني و خارجي نقشه هاي000/1:250  ازنقاط مختلف ايران تهيه گرديده است و ايران را به محدوده ها يا زونهايي تقسيم بندي كرده اند

ايران در 4/1 ميليارد سال پيش، قسمتي از تنها قاره آن زمان يعني قاره مگاژه آ بوده كه در آن فعاليتهاي ماگمايي ودگرگوني اهميت زياد داشت. اين تنها قاره يعني مگاژه در سالهاي بين 2-4/1 ميليارد سال پيش وجود داشته است و در سطح آن، در بين قسمت هاي پايدارتر يعني پلاتفرم ها، كمربندهاي بزرگ ناوديس در اتدادهاي شمالي- جنوبي و شرقي- غربي وجود داشته اند. در 4/1 تا8/0 ميليارد سال پيش كم كم جدا شدن وتقسيم اين تنها قاره آغاز شده كه فرجام آن دو ابر قاره به نامهاي اورازيا و گندوانا بوده و بزرگ ناوديس تتيس در بين آنها پديد آمده است.

ايران از نظر زمين شناسي ساختمان يكنواخت ندارد ودر نتيجه به مناطق يا زون هايي تقسيم شده كه هر يك با اختصاصات ويژه اي مشخص مي باشند. واحدهاي مهم زمين شناسي و ساختماني ايران عبارتند از:

الف- زاگرس ( 1- دشت خوزستان 2- زاگرس چين خورده 3- زاگرس مرتفع )

ب- سنندج – سيرجان

ج- ايران مركزي

د- شرق و جنوب شرق ايران ( 1- زون فليش يا زون نهبندان خاش 2-  بلوك لوت 3-  زون مكران )

ه- البرز ( 1- البرز شرقي و كپه داغ 2- البرز مركزي 3- البرز غربي و آذربايجان )

 شكل شماره 11: نقشه زون هاي زمين شناسي ايران

الف- زون زاگرس:

1-  دشت خوزستان: شامل قسمتي از دشت وسيع بين النهرين است كه از نظر ساختمان زمين شناسي جزيي از پلاتفرم عربستان محسوب مي شود.اين دشت بوسيله رسوبات آبرفتي كاملا پوشيده شده ولي با حفاريهاي متعدد چاههاي نفتي و بررسي هاي ژئوفيزيكي بدست آمده مبين آن است كه تشكيلات دوران اول تا ترشيري در آن وجود دارد. دشت خوزستان از نظر ساختماني ساده بوده و منحصر به چين خوردگيهاي بسيار ملايم با محور شمالي- جنوبي است.

      2- زيرپهنة زاگرس چين خورده : زاگرس چين خورده، به گفته‎اي ديگر « زاگرس بيروني»، با پهناي 150 تا 250 كيلومتر، بخش حاشيه اي و كراتوني سپر عربستان است كه در مزوزوييك و سنوزوييك در حال نشست پيوسته بوده درزاگرس چين خورده، رخنموني از سنگهاي پركامبرين ديده نشده و حفاريهاي نفتي نيز تاكنون به پي سنگ نرسيده است. اين زون با جهت شمال غرب – جنوب شرق درجنوب غربي ايران به صورت يك كمربند چين خورده كه طول آن بيش از 1200 كيلومتر و به عرض حدود 200 كيلومتر در شمال خليج فارس ودشت بين النهرين كشيده شده است . حد شمال شرقي آن ، گسل معروف زاگرس مي‌باشد. امتداد جنوب شرقي زاگرس به ظاهر ارتفاعات مكران است ولي بين رشته كوههاي زاگرس ورشته  كوههاي مكران ازنظر زمين شناسان تفاوت خيلي زياد وجود دارد .

پلاتفرم عربستان با شيب كمي درجهت شمال شرقي درزير رسوبات پنهان شده و اين قسمت ازايران ازدوره پرمين بتدريج ازساير قسمتها جداشده ودراواخر ترياس كاملاً مستقل شده است وبعد ازآن ژئوسينكلينال زاگرس حوضه هاي با فرونشيني مداوم وتوام با رسوبگذاري ممتد بوده وتنها درآخرين فاز كوههاي آلپ درپليو – پليئيستون رسوبات آن چين خورده وبالا آمده است .

به نظر اشتوكلين تمام لايه هاي رسوبي زاگرس كه برروي پي سنگ پركامبرين قرار گرفته به سه گروه تقسيم مي‌شود:

1- رسوبات اينفراكامبرين تا ترياس كه ويژگي رسوبات پوشش پلاتفرم را دارد .

2- رسوبات ترياس تاميوسن يا رسوبهاي مرحله ژئوسينكلينال

3 - رسوبات كنگلومرايي همزمان وبعد از كوهزايي

درزاگرس چين خورده شدت چين خوردگي عموماً ازجنوب غرب به طرف شمال شرق بيشتر مي‌شود محور چين ها شمال غرب – جنوب شرق بوده وبموازات امتداد كلي كمربند چين خورده است .

اختلاف شكل عمده درطول آن دربعضي جاها مربوط به اختلاف جنس سنگها و دربعضي نقاط مربوط به ميزان فشردگي چين هاست . اختلاف شكل نوع اول ناشي ازحركات خشكي زائي درفازهاي مختلف كوهزايي است كه سبب تحول درشرايط رسوبگذاري شده واختلاف شكل دوم مربوط به شكل لبه پلاتفرم عربي است كه هر جا به صورت دماغه اي پيش  آمده سبب فشردگي بيشتر شده است . ( جداري عيوضي ،1378) ضخامت رسوبات دريايي ( مرحله ژئوسينكلينال ) زاگرس به چندين هزار متر مي‌رسد كه درآنها هيچگونه دگر شيبي ديده نمي‌شود وتمام لايه ها بصورت هم شيب بر روي رسوبات پلاتفرم قرار گرفته است . با وجود هم شيبي كامل بين رسوبات تغييرات فراواني ازضخامت ونوع رخساره سنگها ديده مي‌شود كه اثر حركات خشكي زائي يا اپيروژنيك مي‌باشد  كه اين حركات موجهاي بسيار ملايمي دركف حوضه بوجود آورده است . محور موجها  برخلاف انتظار با محور اصلي حوضه  زاگرس يكي نيست وبا جهت شمال به جنوب يعني با امتداد محورهاي ساختماني عربستان مطابقت دارد . درزاگرس چين خورده اثر هيچگونه فعاليت آتشفشاني ديده نمي‌شود .

زمينهاي اين منطقه متناوباً ازجنس سنگهاي آهكي يا دو لوميتي با مارن و مارنهاي آ‌هكي است كه غالباً چينه بندي ظريفي دارند . زاگرس چين خورده از يكسري چينهاي  نامتقارن طويل و موازي با محور شمال غرب به جنوب شرق مي‌باشد .

3- زاگرس مرتفع يا زاگرس رورانده يا زاگرس داخلي: اين زون ساختماني به شدت خرد شده و گسل خورده بوده بوده وبه صورت نوار باريك وكم عرضي (10 تا70) كيلومتر بين زون سنندج سيرجان و زاگرس چين خورده قرار دارد.

ب- زون سنندج- سيرجان:  سنندج – سيرجان باريكه‎اي از جنوب باختري ايران مياني است كه در بلافصل شمال خاوري راندگي اصلي زاگرس قرار دارد. ويژگي‎هاي سنگي و ساختاري سنندج – سيرجان معرف يك گودي ژرف و يا كافت ميانة بلوك در سپر پركامبرين ايران و عربستان است. به همين‎رو ويژگي‎هاي زمين‎شناختي آن با پهنه‎هاي مجاور تفاوت‎هاي آشكار دارد. تفاوت‎هاي ويژة اين زون سبب شده است تا از گذشته‎هاي دور مورد توجه و مطالعة زمين‎شناسان باشد.

درازاي زون سنندج – سيرجان حدود 1500 و پهناي آن 150 تا 250 كيلومتر است كه از باختر درياچة اروميه آغاز مي‎شود و در يك راستاي شمال باختري – جنوب خاوري تا گسل ميناب، در شمال بندرعباس، ادامه مي‎يابد. همخواني روند ساختـاري، يكساني الگوي ساختاري، چيرگي راندگي‎ها به ويژه پذيرش الگوي استاندارد مناطق كوهزادي در زون‎هاي برخوردي، سبب شده است تا زمين‎شناساني مانند فالكن (1961)، برو و ريكو (1971)، هينز و مك‎كوييلن (1974)، فرهودي (1978) و علوي(1994)، سنندج – سيرجان را زير زوني از كوهزاد زاگرس بدانند. ولي، ترتيب رسوبات، چارچوب زمين‎ساختي و به ويژه رويدادهاي زمين‎ساختي و فعاليت‎هاي ماگمايي – دگرگوني سبب شده تا گروهي بزرگ از زمين‎شناسان، ويژگي‎هاي سنندج – سيرجان را با مناطق پرتحرك مركز و شمال ايران قياس كرده و آن را زيرزوني از ايران مياني بدانند. با اين حال، تفاوت‎هايي مانند پيروي از روند ساختماني زاگرس، نبود نسبي سنگ‎هاي آتشفشاني دورة ترشيري، محدوديت گسترش سنگ‎هاي ترشيري، فراواني نفوذي‎هاي گرانيتي – ديوريتي مزوزوييك و سنوزوييك، فراواني نسبي سنگ‎هاي آذرين بيروني پالئوزوييك (سيلورين – دونين – پرمين)، عملكرد احتمالي رويدادهاي زمين‎ساختي پيش از پرمين، و سرانجام دگرگوني به نسبت پيشرفته جنبش‎هاي سيمرين پيشين از ويژگي‎هاي بارز سنندج – سيرجان ‎است كه وابستگي آن را با زون‎هاي مجاور پرسش‎آميز و مستقل دانستن آن را پيشنهاد مي‎كند. ويژگي‎هاي بارز سنندج – سيرجان به ويژه فرآيندهاي دگرگوني آن در همه جا يكسان نيستند. در نيمة جنوب خاوري اين زون پديده‎هاي دگرگوني به طور عمده حاصل عملكرد كوهزايي سيمرين پيشين است در حالي كه در نيمة شمالي آن رويدادهاي سيمرين مياني به ويژه كوهزايي لاراميد از عوامل پلوتونيسم و دگرگوني هستند.

ج- زون ايران مركزي: ايران مركزي يكي از واحدهاي عمده اي است كه به شكل مثلث در مركز ايران قرار دارد و جزئ بزرگترين و پيچيده ترين واحد زمين شناسي به شمار مي رود. در اين واحد قديمي ترين سنگهاي دگرگون شده (پركامبرين) تا آتشفشان فعال و نيمه فعال امروزي وجود دارد. ضخامت بيرون زدگيهاي سنگهاي پركامبرين پيشين در ايران مركزي بيش از ده هزار متر و خود از فرسايش سنگهاي آذرين قديمي تر بوجود آمده است.فعاليت هاي آتشفشاني نيمه فعال امروزي، نظير آتشفشان بزمان، جنوب يزد و بيجار را مي توان آخرين مرحله فعاليت اين زون دانست.

د- زون مكران: مكران، شامل كوههاي خاوري – باختري است كه از سواحل درياي عمان تا فروافتادگي جازموريان دنباله دارد. مرز باختري اين كوهها توسط خط عمان (گسل ميناب) از زون برخوردي زاگرس جدا ميشود و در خاور پس از گذر از بلوچستان پاكستان تا محور لاس بلا ادامه مييابد. از سيماي ريخت‎شناختي شاخص مكران ميتوان به آميزه هاي رنگين، برونزدهاي چهره ساز فليش هاي وحشي ، آميزه هاي زمين‎ساختي و سواحل بالا آمدة پلكاني، خليج‎هاي نعلـي شكل و گل‎فشان‎ها  اشاره كرد. بخش دريايي مكران به علت شيب تند فلات قاره پهنـــاي كمي دارد و در فاصلة 25 كيلومتري از ساحل، ژرفاي آب به 200 متر مي‎رسد. گفتني است كه خمش سنگ كره اقيانوسي پيش از فرورانش و به ويژه عملكرد گسل‎هاي راندگي از عوامل چهره ساز مكران‎اند.

ه- زون البرز: سلسله كوههاي البرز با روند تقريبا شرقي- غربي، بخشي از رشته جبال آلپ- هيماليا است كه در طي حركات كوهزايي آلپ پاياني به صورت فعلي در آمده است. اين كوهها كه از آذربايجان تا خراسان ادامه دارد از نظر چينه شناسي و تكتونيك اختصاصات يكنواخت نداشته و به واحدهاي مختلفي تقسيم     مي شود. زون البرز به سه زير زون كپه داغ والبرز شرقي، البرز مركزي و البرز غربي و آذربايجان تقسيم مي شود. كپه داغ به صورت باريكه طويلي در شمال خراسان قرار دارد ومتشكل از رسوبات ضخيم با رخساره هاي متنوع شبيه به زاكرس چين خورده است. بنابراين در اين قسمت از ايران نيز دريا وجود داشته است. زير زون البرز مركزي از سمنان تا قزوين ادامه دارد و فعاليتهاي آتشفشاني ائوسن در تمام طول آن ديده مي شود. زير زون البرز غربي و آذربايجان حوادث زيادي را پشت سر گذاشته است. اما قسمت اعظم آذربايجان به وسيله رسوبات ترشير و سنگهاي آتشفشاني پوشيده شده است. گسل هاي اصلي در آذربايجان از فعال ترين منطقه زلزله خيز ايران به شمار مي رود.

تعدادي از سازندهاي مهم زاگرس چين خورده:

 ناحيه زمين شناسي زاگرس درجنوب راندگي اصلي  زاگرس قرارداشته ومتشكل ازرسوبات منظم وچين خورده‌اي است كه سن آنها ازپركامبرين تا پليوسن بوده وفاقد فعاليتهاي آذرين ودگرگوني است . بايد توجه داشت كه شكل حوضه رسوبي وگسترش جغرافيايي هرسازند وتغييرات سنگ رخساره‌اي تابع مكانيسم ساختماني منطقه است وعوامل مذكور خود متأثر ازساختمان پي سنگ مي‌باشد وچون اطلاعات كافي درخصوص پي سنگ ، وجود ندارد بنابراين درك تغييرات جنبه تفسيري داشته و تا يقين فاصله اي بعيد دارد . به طور كلي رسوبات بعد از آسماري شامل سازند هاي گروه فارس ورسوبات جوانتر مي‌باشد .

اولين سازند پس از آسماري سازند گچساران است كه درناحيه خاور فارس به بخشهاي مول ، چهل وچمپه تغيير رخساره مي‌دهد ولي درنواحي مجاور روراندگي زاگرس تبديل به سازند رازك شده و بعد سازند ميشان بايك پيشروي جزئي به صورت محدود سازند گچساران رامي‌پوشاند وسپس  سازند آغاجاري سازند  ميشان را مي‌پوشاند . درفارس سازند ميشان هم ارزسني سازند گچساران درفرو افتادگي دزفول است و بالاخره سازند بختياري كليه سازندهاي قديمتر درترافهاي باقيمانده ازآخرين فاز كوهزايي زاگروسين را مي‌پوشاند .(1965)james & wynd  سري فارس را درگروه سنگ چينه‌اي قرارداده وفارس پاييني را سازند گچساران ، فارس مياني  را سازند ميشان وفارس بالايي را سازند آغاجاري طبقه بندي نموده‌اند . (1975) Stoneley تفاسير وتعابير جديدي را درگروه فارس پيشنهاد نمود وبالاخره نامبرده براي اولين بارپيشنهاد كرد كه سازند بختياري درگروه فارس طبقه بندي گردد .

تشكيلات جهرم: مقطع اصلي اين تشكيلات در دامنه كوه تنگ آب در دامنه كوه جهرم اندازه گيري شده است. 30 متر از قاعده اين تشكيلات دولوميت هاي قهوه اي رنگ است كه روي آن در حدود 160 متردولوميت دانه متوسط قرار دارد. بالاخره 270 متر قسمت بالايي آن آهك دولوميتي با ميكروفسيلهاي فراوان مي باشد. سن آن پالئوسن تا ائوسن پاياني است.

تشكيلات پابده: در تنگ پابده واقع در جنوب شرقي كوه پابده مي باشد.شامل 5/798 متر شيل و آهك رسي خاكستري مي باشد كه با دگرشيبي فرسايشي روي تشكيلات گورپي قرار دارد. سن آن پالئوسن تا ميوسن است.

تشكيلات آسماري: مقطع اصلي آن در تنگ گل ترش روي دامنه جنوب غربي طاقديس كوه آسماري واقع است.ليتولوژي آن از 314 متر آهكهاي كرم رنگ تا قهوه اي است كه داراي فسيلهاي صدف مي باشد. تشكيلات آسماري به طور هم شيب بين تشكيلات پابده (در زير) و تشكيلات گچساران (در بالا) قرار دارد. سن تشكيلات آسماري ميوسن زيرين است.

تشكيلات رازك :

 مقطع اصلي آن  دردامنه شمالي كوه جهرم ( در 37 كيلومتري جنوب شرقي شهر جهرم و نيم مايلي جنوب شرق دهكده چاه تيز ) واقع است كه ازنظر ليتولوژي شامل مارنهاي سيلتي قرمزمايل به سبز تا خاكستري وآهكهاي سيلتي مي‌باشد . اين تشكيلات ميان تشكيلات آسماري درپايين وتشكيلات ميشان دربالا بطورهم شيب قراردارد . با توجه به فسيلهاي موجود سن اين تشكيلات ميوسن آغازي است .

گروه فارس:

1- تشكيلات گچساران :

 تشكيلات گچساران درمقطع زيرزميني ضمن حفاريهاي نفتي مطالعه شده است . اين بخش از 110 متر مارنهاي خاكستري تا قرمز وآهكهاي ژيپسي  وهمچنين دولوميت  وژيپس توده‌اي يا نودولار مي‌باشد كه درآهكها ومارن هاي آن ميكروفسيل هايي يافت مي‌شود.

درفارس داخلي قسمت زيرين تشكيلات گچساران معادل وهمزمان آسماري بالائي واحتمالاً قسمت مياني آسماري درخوزستان است . سن تشكيلات گچساران ميوسن آغازي است .

2- تشكيلات ميشان: مقطع اصلي اين تشكيلات در طول جاده گچساران به بي بي حكيمه و گناوه نرسيده به پل زهره در گردنه اي به نام پليكان طلايي قرار دارد. اين تشكيلات شامل 710 متر مارنهاي خاكستري و آهكهاي صدف دار با ميكروفسيل فراوان است. 60 متر قاعده تناوبي از آهكهاي صدفي، لايه هاي كرمي مارن و آهكهاي ريفي است.سن تشكيلات ميشان ميوسن آغازي تا مياني است.

3- سازند آواري آغاجاري :

نام اين سازند از نام شهرستان آغاجاري واقع در ميانه يال جنوبي نفتي آغاجاري و130 كيلومتري جنوب خاوري اهواز گرفته شده است .(خسرو تهراني ، 1367 ) برش نمونه سازند آواري آغاجاري در امتداد جاده اي كه ميانه ميدان نفتي آغاجاري را قطع مي كند برداشت شده است .

 سنگ شناسي سازند آغاجاري :

رديف اين سازند شامل 2966 متر تناوب ماسه سنگهاي آهكي قهوه اي تا خاكستري و مارنهاي قرمز رنگ با رگه هاي ژيپس و بالاخره سيلتستون قرمز رنگ مي باشد . معمولا ماسه سنگها حالت فرسوده برجسته ، ولي مارنها و سيلتستونها داراي فرسودگي عميق هستند . ماسه سنگهاي سازند آغاجاري را        مي توان بنا به توصيفات فولك Folk (1968)   در رده كالك ليتايت تا چرت آرنايت از گروه ليت آرنايت طبقه بندي نمود . (مطيعي ،1369 )

 عكس شماره 39: تناوب مارن و فورش سنگ در سازند آغاجاري

حدود پاييني وبالايي :

 حد پاييني سازند آغا جاري گاهي بصورت قاطع واكثراً تدريجي به سازند ميشان است . درناحيه فارس قاعدة پايين ترين مارن قرمز به عنوان حد پاييني اين سازند شناخته مي‌شود . حد بالايي سازند آغا جاري سازند كنگلومراي بختياري است . اين حد گاهي تدريجي وهمساز وگاهي قاطع وناهمساز است .

 بخش آواري لهبري lahbari clastic  Mbr.  

رديف اين بخش مركب از 1575 متر سيلتستون ، مارنهاي سيلتي ، ماسه سنگهاي كربناتي وژيپس است . در73 متربالايي اين بخش ماسه سنگهاي قلوه‌اي ديده مي‌شود .شناسايي بخش لهبري به علت رنگ خاكي آن گاهي ازرسوبات عهد حاضر منطقه كه حاصل Reworkسازندهاي آغاجاري وبختياري مي‌باشد به سختي امكان پذير است .

سازند آغاجاري شامل تناوب تكراري سيكل هايي است كه به طرف بالا دانه ريز مي‌شود . يك رديف معمولي شامل تناوب لايه هاي ماسه سنگي به ضخامت 2 تا 5 متر وبرروي آن لايه ضخيمي ازمارن درتناوب بالايه هاي نازك سيلتستون وماسه سنگ دانه ريز مي‌باشد . زونهاي حاوي لايه هاي ژيپس به ضخامت 10 تا 50 سانتي متر درلابه لاي مارن هاي قرمز رنگ ، سيلتستون ها وماسه سنگهاي ظريف دانه با آثار فسيلهاي گياهي ، آثار پاي جانوران وسنگواره هاي شكم پايان آب شيرين مي‌باشد ،پس سن تشكيلات آغاجاري در مقطع تيپ ميوسن انتهايي تا پليوسن مي باشد .

سازند بختياري :

نام اين تشكيلات ازنام قبيله بختياري ناحيه خوزستان گرفته شده است ومقطع اصلي آن درگدار لندر درشمال مسجد سليمان ودرمجاورت رود كارون به ضخامت 518 متر واقع است .3/1قسمت قاعده اين  تشكيلات تناوبي ازكنگلومراي سخت ومقاوم وماسه سنگ كنگلومرايي و گريتستون ( سنگ سيليسي ) است . بقيه اين تشكيلات شامل كنگلومراي ماسيف  و لايه هاي نازك گريتستون است . (‌خسرو تهراني  ،1367 ) عناصر متشكله اين كنگلومراها گردو كروي ومتعلق به اليگوسن ، ائوسن وآهكهاي كرتاسه مي‌باشد كه بوسيله سيماني ازماسه ، سيليس وآهك به يكديگر جوش خورده است وكنتاكت تشكيلات بختياري با تشكيلات آغا جاري درمقطع اصلي بطور دگر شيب مي‌باشد ، فسيل شاخص دركنگلومراي بختياري مشاهده نگرديده ولي سن اين تشكيلات را مي‌توان پليوسن پاياني يا جوانتر دانست .

تذکر : عکسها و جداول به علت مشکلات آپلود کردن درج نگردیده و بزودی بصورت یک فایل ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت 9 PM  توسط AlItTlKiSs  | 

در مطلب زیر میخوانید:

زمين شناسي تاريخي،زمين شناسي تاريخي،تاريخچه زمين شناسي تاريخي،علم چينه شناسي،تاريخچه علم چينه شناسي،كاربرد علم چينه شناسي،ارتباط چينه شناسي با ساير علوم،زمان در زمين شناسي،اصول فيزيكي براي تعيين سن نسبي،لايه بندي متقاطع،تركهاي گلي،اثر موجي نوساني،دانه بندي تدريجي،تعيين سن از طريق فسيل ها،واحدهاي علم چينه شناسي،تقسيم بندي تاريخ زمين،دوران پالئوزوئيك،دوران مزوزوئيك،دوران سنوزوئيك،عمر زمين،تخمين عمر زمين براساس شوري آب اقيانوسها،تخمين عمر زمين بر اساس ميزان رسوبگذاري،تخمين عمر زمين بر اساس سرد شدن كره زمين،مواد راديواكتيويته،تخمينسن زمين بر اساس سنگهاي آسماني،

       زمين شناسي تاريخي:

  زمین شناسی تاریخی ، شاخه مهمی از علم زمین شناسی است که از تاریخ تحولات و تکامل تدریجی زمین و حیات وجود در آن از ابتدای تشکیل تا به امروز بحث می‌نماید. از این رو زمین شناسی تاریخی ارتباط بسیار نزدیکی با چینه شناسی ، فسیل شناسی و ژئوکرونولوژی دارد. سیر تحولات پوسته زمین اعم از قاره‌ای و اقیانوسی، منشا و موقعیت قبلی و اولیه قاره‌ها ، زمان جدایش آنها ، تشکیل اقیانوس ، منشا حیات و سیر تکاملی آنها در زمان‌های مختلف زمین شناسی، همچنین کوهزایی‌ها و زمان آنها، از جمله فرآیند‌هایی هستند که در طول تاریخ زمین رخ داده‌اند و در تقسیم بندی عمر زمین به دوره‌های  زمین شناسی نقش اساسی دارند. روش زمین شناسی تاریخی آن است که ازطریق مطالعه ساختمان کنونی ، اثرات و شواهد پدیده‌های مختلف به چگونگی وقوع و شکل گرفتن آنها پی برده می‌شود. اطلاعات حاصل از یادگیری تاریخ زمین بسیار با ارزش است. برای مثال امروزه زمین شناسان دریافته‌اند که نفت و گاز اغلب بر روی گنبدهای نمکی تجمع پیدا می‌کنند و یا ذغال سنگ‌ها معمولا در آب و هوای گرم و مرطوب و محیط‌های مردابی بوجود می‌آیند، از طریق مطالعه گذشته زمین می‌توان به چنین محیط‌های رسوبی و یا آب و هوای دیرینه پی برده و در نتیجه راه را برای اکتشاف منابع مذکور هموار نمود.

تاریخچه زمین شناسی تاریخی

انسان از بدو خلقت می‌کوشیده که محیط خود را بشناسد، انسان اولیه از مشاهده پدیده‌هایی مانند : زلزله ، آتشفشان و باد و باران به تفکر پرداخته و برای بقای زندگی تلاش نموده تا محیط خود را بهتر بشناسد. زمین شناسی تاریخی یکی از شاخه‌های متنوع زمین شناسی است که همزمان با پیشرفت این علم بر اهمیت آن افزوده شده است. ویلیام اسمیت (1839-1769) مهندس معدن طی تجربیات 24 ساله خود علم چینه شناسی و زمین شناسی تاریخی را بنیانگذاری نمود. وی به پدر چینه شناسی معروف شده است. انتشار کتاب تئوری زمین توسط جیمز هاتن توجه مردم را به اهمیت مطالعه زمین و تاریخ آن جلب نمود. هاتن نشان داد که فسیلها، بقایای حیات گذشته بوده و برای تعیین سن نسبی زمین می‌توان از آنها استفاده نمود. بعد از کشف مواد رادیواکتیو در اوایل قرن جدید برای تعیین سن زمین و تنظیم جدول زمانی آن از این مواد استفاده شد. تئوری تکتونیک صفحه‌ای وگنر (1915) به حل مسائل مهم زمین شناسی کمک زیادی نمود. با اینکه امروزه اطلاعات زیادی از زمین و تحولات آن کسب شده است، ولی مسائل دیگری نیز لاینحل باقی مانده که کشف و حل آنها بر عهده زمین شناسان جوان خواهد بود.

علم چينه شناسي:

چینه شناسی یا Stratigraphy از دو واژه یونانی stratos به معنی چینه (لایه – طبقه) و کلمه    graphos   به معنی نگاشتن ترکیب شده است و علمی است که اصولا از روابط موجود بین طبقات سنگهای رسوبی بحث می‌کند. مطالعات چینه شناسی از یک طرف مبتنی بر شناخت توالی طبقات رسوبی در زمانهای مختلف زمین شناسی به منظور پی بردن به تاریخ حوادث زمین و تکامل موجودات بوده ، از طرف دیگر تغییرات جانبی رخساره‌ها در مکانهای مختلف را بررسی می‌نماید که به وسیله آن با وضع جغرافیایی گذشته زمین در هر زمان آشنا می‌شویم. بطور کلی در مطالعات چینه شناسی حوادث مختلف زمین، مانند پدیده‌های ولکانیسم، گرانیتیزاسیون،رسوب گذاری ، دگرگونی مورد بررسی قرار می‌گیرد. امروزه به عبارت ساده منظور از علم چینه شناسی ، مطالعه و شناخت رخساره‌ها در زمانها و در مکانهای مختلف و ارتباط آنها با یکدیگر می‌باشد.

تاریخچه علم چینه شناسی

در سال 1500 میلادی لئوناردو داوینچی ( 1452-1519 میلادی) صدفهای فسیل شده را در شمال ایتالیا پیدا کرد. وی متوجه شد که این صدفها در نواحی دریایی وجود دارند. این لایه‌ها را بعدا استنو مطالعه کرد و به این واقعیت پی برد که این صدفها به علت پوسته شکننده خود نمی‌توانسته‌اند مسافت زیادی را طی کرده باشند. همچنین وی متوجه شد که در بین لایه‌ای فسیل‌دار، لایه‌ای فاقد فسیل وجود دارند. داوینچی حدس زد که طغیانهای فصلی رودخانه‌ها موثرتر از یک طغیان جهانی هستند.

بی شک یکی از پیشگامان علم چینه شناسی که خدمات ارزنده‌ای به این علم کرد، نیکلاس استنو محقق برجسته دانمارکی مقیم شهرفلورانس بود. استنو به چند واقعیت مهم پی می‌برد، او متوجه شد که مطالعه یک لایه رسوبی بسیار مهم می‌باشد، چرا که دانه‌ای سنگینتر و سپس دانه‌ای ریزتر ته نشین می شوند و هر تغییر در این کمیت‌ها موجب لایه بندی می‌شود. وی این واقعیت مهم را بیان کرد که یک سری لایه که دارای مجموعه‌های تخریبی و فسیلی هستند با هم انباشته نشده‌اند بلکه لایه‌های پایینی قدیمی‌تر از لایه‌های بالایی هستند و بر همین اساس وی اصل روی هم قرار گرفتن لایه‌ها را بیان کرد.

در سال 1723 یک طبیعت شناساس انگلیسی به نام جان وودوارد لایه های رسوبی شمال فرانسه و انگلستان را بر اساس صدفهای مشابه تطابق داد. در سال 1870 شیمیدان برجسته فرانسوی لاووازیه به ارزش تعیین سن توسط فسیلها و همچنین به ارزش آنها در تعیین شرایط محیط گذشته پی برد.

بر اساس اصل یکسان گرایی Uniformitarianism جیمز هاتن ، در سال 1905 ، جی کی اصل «زمان حال کلید گذشته است» را عنوان کرد. یعنی با مطالعه حوادث امروزی زمین شناسی می‌توان در گذشته زمین نیز این حوادث را پیدا کرد. امروزه این اصل را Principle of Actualism می‌نامند که برای معادل فارسی این اصل می‌توان اصطلاح حال معیاری را به کار برد.

کاربرد علم چینه شناسی

علم چینه شناسی نقش مهمی درزمینه‌های مختلف زمین شناسی اقتصادی دارد. از این علم در حفاریهای مربوط به ذخایر نفت و آب و همچنین در کشف کانسارهای رسوبی و تعیین سن نسبی رگه‌های معدنی استفاده می‌نمایند.

در حفاریهای مربوط به آبهای زیرزمینی نیز برای شناسایی چگونگی وضع ساختمانی و یافتن طبقات غیر قابل نفوذ و عمق سطح ایستابی از چینه شناسی استفاده می شود.

علم چینه شناسی کمک شایانی به کشف کانسارهای رسوبی از قبیل بوکسیت ، سولفورها ، نیتراتها ، فسفاتها ، خاک نسوز ،کانی‌های رسی ، ذغال سنگ و از این قبیل که هر یک تحت شرایط خاص رسوبی در ادوار مختلف زمین شناسی تشکیل شده است، می‌نماید. به عنوان مثال وجود کانسار بوکسیت در پرمین بالایی ایران معرف شرایط مطلوب برای تشکیل این کانسار است. بنابراین کشف کانسار بوکسیت در نقاطی که سنگهای پرمین بالایی وجود دارد، امکان پذیر است. همچنین مطالعات چینه شناسی معلوم داشته است که ژوراسیک زیرین و میانی در ایران غربی و مرکزی دوره گسترش بیشتر و وسیع تر تشکیلات ذغالی است.  

 

ارتباط چینه شناسی با سایر علوم

علم چینه شناسی ، تاریخ حوادث زمینی را بر ما معلوم می‌دارد. بنابراین، می‌توان گفت که این علم تقریبا با تمام علومزمین شناسی کم و بیش در ارتباط است. در این مورد فسیل شناسی اساس و پایه علم         چینه شناسی به شمار رفته ، این دو رشته رابطه نزدیکی با یکدیگر پیدا می‌کنند.

در اصل پیوستگی لایه‌های رسوبی ، شناسایی خواص سنگ شناسی هر رخساره ، چینه شناسی را با علم سنگ شناسی مربوط می‌کند سرانجام رویهم قرار گرفتن طبقات که ممکن است در اثر عوامل تکتونیکی تغییر کرده باشد، جهت یافتن طبقات همزمان و ایجاد تطابق چینه شناسی بین آنها ، علم تکتونیک را با چینه شناسی مربوط می‌کند. علاوه بر اصول نامبرده می‌توان از روی قواعد و قوانین رسوب شناسی ابتدا و انتهای تشکیل یک طبقه رسوبی را دقیقا تعیین کرد.

زمان در زمين شناسي:

وقتي ما به زبان زمين شناسي صحبت مي كنيم ديگرچند صد سال يا حتي هزار سال زماني طولاني محسوب نمي شود. درزمين شناسي ما با فواصل دهها ميليون، صد ها ميليون و بلكه هزاران ميليون  سال سروكار داريم . سن لايه هاي زمين شناسي ممكن  است به صورت نسبي (Relative) يا مطلق (Absolute) تعيين شود. سن نسبي به ما نمي گويد كه يك حا دثه دقيقا كي رخ داده است، يا فاصله زماني بين رويدادهاچقدربوده است. مثلا ممكن است بگوييم سازند لالون قديمي تر ازسازند شمشك است. اين عبارت مقداركل زمانبين دو سازند را نشان نمي دهد.از سوي ديگر سن واقعي يا مطلق نه تنها توا لي حوادث، بلكه فاصله زماني  واقعي بين آنها و ز مان وقوع آنهارا مشخص مي كند. مثلا آخرين فعاليت شديد آتشفشان دماوند در38500 سال قبل اتفاق افتاده است. علت  اينكه تمام حوادث  سنگها و سازند ها را بر حسب سن واقعي آنها بيان نمي كنيم، اين است كه اولاروشهاي تعيين سن مطلق كه عمدتا با استفاده ازراديو متري صورت مي گيرد، زمان زيادي نيست كه در زمين شناسي مورد استفاده قرارگر فته است و ثانيا اين روشها تنها درشرايط خاصي مي توانند مورد استفاده قرار گيرند.

 

 

اصول فيزيكي براي تعيين سن نسبي :

1-     اصل بر هم نهش يا انطباق (Superposition)

همواره هر لايه از لايه بالايي خود قديمي تر و از لايه زيرين جوان تر است، مشروط بر اينكه در سنگهاي رسوبي واژگوني صورت نگرفته باشد.

2-      هر جا يك توده سنگ آذرين ( مثلا دايك)، لايه ها و توده هاي سنگي ديگررا قطع كرده باشد از آنها جوان تراست.

3-       هر سنگي كه حاوي قطعاتي از سن ديگرباشد از آن جوان تر است.

در شكل شماره 7 با استفاده از اصول فيزيكي گفته شده چون توده نفوذي لايه هاي 1 تا 3 را قطع كرده، از آنها جوان تراست. لايه 4 چون حاوي قطعاتي است كه از لايه 3 و توده نفوذي فر سايش يافته اند، پس از هر دو آنها جوان تر است.

شكل شماره 7: اصول فيزيكي براي تعيين سن نسبي

 شكل ديگري از قطع شدگي لايه  ها را دردگرشيبي ها (ناپيوستگيهاي زاويه دار) مي توان مشاهده كرد. توالي رويدادها در يك دگرشيبي اولين بارتوسط جميز هاتن، دانشمند اسكاتلندي توضيح داده شد .

در شكل شماره8 توالي رويدادها با ته نشيني يك سري از لايه ها دردرياي كم عمق آغاز مي شود.             ( لايه هاي 1 تا 4). بعد از خاتمه رسوبگذاري فعاليتهاي تكتونيكي، موجب چين خوردگي اين لايه ها       مي شود. سپس سنگها در معرض فرسايش قرار مي گيرد. بعد يك سري لايه هاي ديگر (5تا6) به صورت افقي برروي لايه هاي قبلي ته نشين مي شود و به اين تر تيب يك ناپيوستگي زاويه دارايجاد مي شود.

شكل شماره8: اصول فيزيكي براي تعيين سن نسبي

 براي آن كه بتوانيم ازاصول فيزيكي فوق در تعيين سن نسبي لايه ها و سنگها در يك محل استفاده كنيم، ابتدا بايد بتوانيم بالاو پايين لايه ها را مشخص كنيم. كه مي توان از نشانه ها يي كه در زير آمده است استفاده كنيم.

1- لايه  بندي   متقاطع : Cross bedding

 نوعي ساخت در سنگهاي رسوبي كه در آن لايه ها نسبت به سطوح اصلي چينه بندي به صورت مايل قرار گرفته اند.

 

    شكل شماره 9- لايه بندي متقاطع                                       عكس شماره35 :لايه بندي متقاطع

 

 2- تر كهاي گلي  Mud crack

تركهايي است كه در سطح فوقاني رسوبات دانه ريز به ويژه رسوبات رسي ايجاد مي شود. اين تركها  رو به بالاي لايه بازمي شوند .

عكس شماره 36 : تر كهاي گلي  

 

3- اثر موجي نوساني Ripple mark

اثرهاي موجي متقارني كه در اثر  پس وپيش رفتن  امواج در رسوبات نرم بستر رودخانه ها يا اعماق كم دريا ايجاد مي شود. قله نوك تيز آنها جهت بالاي لايه را مشخص مي كند.

 

عكس شماره 37 : اثر موجي نوساني

4- دانه بندي تدريجي Graded bedding

 در زمان رسوبگذاري لايه اي از رسوبات آواري، ذرات درشت تر ابتدا رسوب مي كنند و به طرف بالاي لايه به تدريج ريزتر مي شو.ند.

 

عكس شماره38 : دانه بندي تدريجي

نشانه هاي ديگري مثل آثار ريشه در ختان، پر شدگي حفراتي كه توسط جانوران حفار در سطح لايه ها ايجاد مي شود، جهت قرار گرفتن صد فها، جاي پاي خزندگان و قطرات باران  نيز براي تشخيص جهت بالا و پايين لايه به كار مي رود.

 تعيين سن از طريق بقاياي حيواني يا گياهي ( فسيل ):

  در سالهاي 1800 يك مهندس انگليسي به نام ويليام اسميت كه در كارهاي كانال سازي در مناطق مركزي انگلستان شر كت داشت، متوجه شد كه سنگواره ها به طور پراكنده در داخل طبقات قرار نداشته، بلكه داراي نظم و ترتيب معيني هستند. بدين ترتيب او بنيانگذارعلم بيواستراتيگرا في Biostraigraphy مي باشد.  علت اهميت اين روش اين است كه رخساره هاي مختلف در كليه ادوار زمين شناسي قابل تكر ار هستند. بعضي از انواع مختلف  فسيلهاي جانوري و گياهي در داخل طبقات ضخيم از پايين تا بالا  يافت مي شوند.  انواعي از موجودات كه زمان زندگي آنها محدود بوده و گسترش عمودي آنهاكم باشدو بعضا داراي گسترش افقي وسيعي باشند، فسيل هاي شاخص  Index fossils ناميده مي شوند. مثلا در تقسيم بندي كامبرين از فسيل تريلوبيت ها و در تقسيم بندي ژوراسيك از فسيل آمونيت ها استفاده شده است.

در مطالعات جديد چينه شناسي علاوه بر فسيلهاي بزرگ (Macro fossils) از فسيلهاي ذره بيني (Micro fossils) نيز استفاده مي شود .

واحد هاي علم  چينه شناسي:

در علم چينه شناسي چندين واحد وجود دارد. 1- واحد هاي زماني  2- واحد هاي ليتواستراتيگرافي يا واحد هاي سنگ چينه شناسي كه بر اساس خصوصيات فيزيكي و سنگ شناسي قرار دارد. 3- واحد هاي بيواستراتيگرافي كه بر اساس فسيل ها قرار دارد.

از مهمترين واحد هاي زماني زمين شناسي، دوران و دوره هستند. واحد اصلي ليتواستراتيگرافي سازند يا تشكيلات (Formation) است كه توده اي ازسنگ با خصوصيات ليتولوژي وسن مشخص، قابل نقشه برداري در سطح  زمين در مقياس 1:25000 با زير و بالاي مشخص با ضخامت و گسترش  قابل ملاحظه و رخنمون يافته در منطقه جغرافيايي خاص كه جهت تشر يح و به نقشه درآوردن زمين شناسي يك منطقه مورد استفاده قرارمي گيرد و معمولا اسم سازند از محل جغرافياي گسترش آن مي آيد.

 تقسيم بندي تاريخ زمين :

 در مر حله اول تاريخ زمين به دو قسمت تقسيم بندي مي شود: يكي قسمت قديمي كه سنگهاي آن فاقد فسيل بوده و سن آن فقط به روشهاي تعيين سن مطلق بدست مي آيد و قسمت جديدتر كه حاوي بقاياي فسيل ها مي باشدو به دو قسمت  كريپتروزوئيك (نهان زندگي   cryptrozoic) و فانروزئيك(پيدا زندگي Phanerozoic) تقسيم مي شود. كريپتروزوئيك شامبل دوران پركامبرين بوده كه قديمي ترين دوران است و با تشكيل زمين آغاز مي شود. اقيانوسها بخش بزرگي از سطح زمين را مي پوشاندند. اولين اشكال زندگي در اين دوران ظاهر شده اند. البته وجود فسيلها و سنگهاي پركامبرين بسيار نادراست و جانداران ابتدائي، گياهان دريايي ساده مثل جلبكها و كرمها ظاهرشده اند. دوران پركامبرين از پيدايش زمين (6/4 ميليارد سال پيش) تا حدود 570 ميليون سال قبل به طول انجاميده است. فانروزوئيك را دراروپابه سه دوران يعني پالئوزوئيك، مزوزوئيك و سنوزوئيك تقسيم بندي كرده اند.

 1- دوران پا لئوزوئيك : چينه هاي رسوبي در اين فاصله زماني، فسيلهاي جانداران دريايي بسياري را درخود محفوظ نگهداشته اند. دوران پالئوزوئيك دوران غلبه بي مهره گان است در اين دوران ماهيها وگياهان خشكي براي اولين بار  ظاهر شده اند. در پايان اين دوران برخي از دوزيستان بزرگ نيز توسعه پيدا كرده اند. اسم این دوران از دو کلمه پالیوس به معنی قدیمی و زئون به معنی جانور گرفته شده است. جنس سنگ‌های این دوران بیشتر از نوع رسوبی بوده ولی سنگ‌های آذرین و دگرگونی نیز دیده می‌شوددوران پالئوزوئيك به شش دوره كامبرين، اردوويسين، سيلورين، دوونين،كربونيفر تقسيم كرده اند كه تقريبا از 570 ميليون تا 225 سال پيش ادامه داشته است.

دوره کامبرین (Cambrian) : از کلمه کامبریا ، نام لاتین یکی از شهرهای انگلستان گرفته شده است.

دوره اردویسین (ordovisian) : نام آن از قبیله اردوشیا که سابقا در ناحیه گال زندگانی می‌کردند، مشتق شده است.

دوره سیلورین (Silurian) : از قبیله‌ای به نام سیلور گرفته شده است.

دوره دونین (Devonian) : از کلمه Devon به معنی رسوبات دریایی گرفته شده است.

دوره کربونیفر (Carbonifer) : به معنی طبقات حاوی کربن است و از آنجا که اغلب ذغال‌های دنیا در این دوره تشکیل شده ، این نام به آن اطلاق گردیده است.

دوره پرمین (Permian) : از کلمه Permia که نام شاهنشانی منطقه بین ارال و ولگا در شوروی بوده ، گرفته شده است.

مشخصات دوران اول: جانوران این دوران بیشتر از بی‌مهرگان بوده و تنها مهره‌داران این دوران ماهی‌ها می‌باشند. البته در اواخر دوران تعداد کمی از دوزیستان و خزندگان نیز بوجود آمده‌اند. در ابتدای این دوران (کامبرین) خشکی بزرگی در نیمکره شمالی وجود داشته که چند بار به قطعات کوچکتر تقسیم شده و مجددا بهم پیوسته است. در دوره سیلورین سه خشکی کانادا ، سیبری و خشکی کوچک اسکاندیناوی در شمال و خشکی بزرگ گندوانا در جنوب وجود داشته است.در دوره دونین دو خشکی بزرگ شمالی به هم متصل شده و خشکی واحدی به نام اطلس شمالی را تشکیل دادند. در بقیه دوران اول تقریبا وضع خشکی‌ها به همین ترتیب باقی مانده است. کوهزایی‌های کالدونین (Caledonian) در دوره سیلورین و هرسینین (Hercinian) در دوره کربونیفر بوقوع پیوسته است.

2- دوران مزوزئيك: دوران تسلط خزندگان بوده است. در اين دوران دايناسورهاي بزرگ جثه در باتلاقها و دشتهاي قاره ها ساكن بوده اند. تنوع جانواران دريايي دراين دوران افزايش يافته است. دوران مزوزوئيك به سه دوره ترياس، ژوراسيك ( لياس، دوگر، مالم ) وكرتاسه تقسيم بندي مي شوند،كه از تقريبا 225 ميليون سال پيش شروع و در حدود 65 ميليون سال پيش خاتمه يافته است.

دوره تریاس (Triassic) : از کلمه یونانی تریاس به معنی «سه‌تایی» گرفته شده است. زیرا رسوبات این دوره در آلمان از سه قسمت متمایز ، تشکیل شده است.

دوره ژوراسیک (Jurassic) : از نام کوههای ژورا واقع در فرانسه گرفته شده است.

دوره کرتاسه (Cretaceous) : از کلمه Craie به معنی گل سفید گرفته شده است.

مشخصات این دوران:

جانوران و گیاهان این دوره تکامل بیشتری دارند و از انواع دوران اول عالی‌تر بوده‌اند. در دوران دوم نرم تنانی مانند آمونیت‌ها (Ammonite) ظهور کرده‌اند. همچنین خزندگان در این دوران زیاد و متنوع شدند که این دوران به نام خزندگان معروف شده است.نخستین پرندگان در این دوران ظاهر شده است و نیز آثاری از پستانداران ابتدایی پیدا شده است. وضع خشکی‌ها و دریاها در اوایل دوران دوم تقریبا شبیه دوران اول بوده ولی از اواسط این دوران ، در اغلب نقاط علائم پیشروی دریا مشاهده می‌شود. بطوری که در ژوراسیک ، خشکی گندوانا به دو قسمت تقسیم گردیده است. اکثر ذغال‌های ایران و افغانستان در طی دوره ژوراسیک تشکیل گردیده است.

دوران سنوزوئيك: در اين دوران پستانداران غلبه پيدا كرده اند، گياهان گلدار دراين دوران توسعه زيادي پيدا كرده اند. انسان دراواخر دوران سنوزوئيك ظاهر شده است. دوران سنوزوئيك به دو دوره ترشير و كواترنرتقسيم بندي مي شوند. دوره ترشير به پنج دوره پالئوسن، ائوسن،اليگوسن، ميوسن و پليوسن تفكيك شده است. دوره كواترنربه دودوره پلئيستوسن و هولوسن تقسيم مي شود.

تقسیمات ترشیری :از دو دوره تشکیل شده است که عبارتند از :

دوره پالئوژن (Paleogen) : که از کلمه Palaios به معنی قدیمی گرفته شده است.

دوره نئوژن (Neogen) : که به معنی جدید می‌باشد.

مشخصات دوره ترشیری : در این دوره چین‌خوردگی مهم آلپ بوقوع پیوسته است که در اثر آن ، زمین به وضع کنونی خود نزدیک شد. در اثر این چین‌خوردگی، کوههای رشوز و آند در آمریکا ، پیرنه ، آلپ ، کارپات و ارتفاعات یونان در اروپا و کوههای قفقاز، البرز ، زاگرس ، هند و کش ، هیمالایا و ... در آسیا بوجود آمد. با تشکیل تدریجی کوههای البرز و زاگرس ایران که تا آن زمان زیر آب بود بتدریج از آب خارج شد.

دوره کواترنری                                                           :
در این دوره اوضاع بیولوژیکی و جغرافیایی زمین کاملا شبیه به وضع امروزی خود گردیده است. طی این دوران ، پستانداران و پرندگان مخصوصی ظاهر و از بین رفته‌اند که از جمله آنها می‌توان فیل ماموت ، کرگدن پشم‌دار و نظایر آنها را نام برد. از جمله دیگر وقایع مهم این دوره ظهور انسان و تکامل آن است. دوره کواترنری شامل تقسیمات زیر می‌باشد :

دوره پلیستوسن (Pleistocene) : قسمت اعظم تاریخ این دوره را تشکیل داده و خود به چهار عصر نخستین یخبندان ، عصر بین یخبندان ، عصر دومین یخبندان و عصر بعد از یخبندان تقسیم می‌شوند.

دوره هولوسن (Holocene) : از کلمه Holos به معنی کامل گرفته شده و از آغاز بیش از 25000 سال نمی‌گذرد و عصر فعلی نیز دنباله آن به حساب می‌آید.

مشخصات دوره کواترنری: از جمله مشخصات این دوره در ایران خشک شدن دریاچه‌های مرکزی و تشکیل نمک‌زارها و کویرهای ایران می‌باشد. همچنین آخرین فعالیت‌های آتشفشان‌های سهند ، دماوند و سبلان نیز در این دوره بوقوع پیوسته است.  

جدول شماره11 : مقياس زمان زمين شناسي

 

 عمرزمين:

از روزی که انسان برای نخستین بار شروع به نوشتن افکار خود کرد، پیوسته نگران موقعیت خود در عالم لایتناهی بوده است. لیکن تا سال 1788 و نوشته‌های جیمز هاتن ، مفهوم زمان تقریبا نامحدود ، تنها برای انسان دارای معنا بود و زمین صرفا در یک چارچوب موقتی مورد نظر قرار می‌گرفت. در اندیشه انسان قرون وسطی ، زمین از نظام بسته‌ای تشکیل می‌شد که از آغاز آن چندان وقتی نمی‌گذشت و عاقبت آن هم چندان دور نبود. از آنجایی که زمان غیر قابل لمس است، تصور ابعاد زمان نیاز به بصیرت ذهنی داشت که طبیعت ‌گرایان قرن هفدهم قادر به پذیرش آن نبودند، بنابراین نگرش قرون وسطایی کوتاه بودن زمان دنیوی همچنان باقی ماند. محققین مسیحی آن زمان بطور کلی می‌پنداشتند که سن زمین در حدود 6000 سال است، رقمی که بر اساس قبول نوشته‌های باستانی عبرانی قرار است.

شكل شماره 10: كره زمين

سيرتحول ورشد:

تخمین عمر زمین از مدتهای بسیار طولانی فکر دانشمندان را به خود مشغول کرده بود. دانشمندان مختلف سعی داشتند با روشهای مختلفی سن کره زمین را تخمین بزنند که از آن جمله می‌توان تخمین عمر زمین را بر اساس شوری آب اقیانوسها و محاسبه میزان رسوبگذاری ذکر کرد. در سال 1897 ، فیزیکدان معروف لرد کلوین (Lord Kelvin) قدمت و عمر زمین را به این صورت تعریف نمود که زمین در ابتدا به حالت مذاب بوده و بعد سرد شده است. وی همچنین اظهار نظریه‌هایی را بر اساس فرضیه‌هایی در مورد منشأ و مبدا حرارت خورشید به عمل آورد و ادعا کرد زمین سنی در حدود 20 الی 40 میلیون سال دارد. در اوایل قرن بیستم ، رادرفورد (Ruther Ford) و هولمز (Holmes) در انگلیس وبولتوود (Bolt wood)  در آمریکا دریافتند که تجزیه عناصر ناپایدار جهت تولید ایزوتوپهای رادیوژنیک می‌توانند برای تعیین سن کانیها و سنگهای پوسته کره زمین مورد استفاده قرار گیرند. ولی روشها و تکنیکهای تحلیلی در آن زمان آنقدر دقیق نبود که بتواند مقدار ایزوتوپهای رادیوژنیک موجود در سنگها را تعیین نماید. در نتیجه منحصرا بعد از سال 1950 که اسپکترومتر (Spectrometer) اختراع گردید، تعیین سن سنگها به طریق ایزوتوپی معمول گردید از این مقاله سعی می‌شود تا روشهایی را که از ابتدا برای برآورد عمر زمین مورد استفاده قرار گرفته، مورد بحث قرار دهیم و در نهایت به روشی که امروزه استفاده می‌شود و دقیقتر است، اشاره کنیم.

تخمین عمر زمین بر اساس شوری آب اقیانوسها

در سال 1715 ادموند هالی (Edmond Halley) ، منجم انگلیسی ، این مطلب را پیش کشید که سن زمین را می‌توان از روی مقدار شوری آب اقیانوسها محاسبه کرد. عملا نقشه این بود که مقدار شوری آب دریاها را با دقت تمام محاسبه و سپس عمل را ده سال بعد تکرار کنند، با محاسبه مقدار ازدیاد شوری آب در هر ده سال می‌توان زمان لازم برای تحصیل شوری آب فعلی را از آبهای شیرین اولیه بدست آورد. اگر هم چنین آزمایشی انجام شده باشد، هیچ ازدیادی در شوری آب اقیانوسها دیده نشد.
در اواخر قرن نوزدهم بعضی محققان با تجدید نظر در روش فوق و با تجزیه شیمیایی آب رودخانه‌ها ، مقدار سدیم اضافه شده به دریاها در هر سال توسط رودخانه‌های دنیا را محاسبه کردند. با دانستن حجم تقریبی آب اقیانوسهای امروزی و فرض اینکه آب اقیانوسهای اولیه شیرین بوده است و میزان ازدیاد سدیم توسط رودخانه‌های امروزی میانگینی برای تمام زمان زمین شناسی است، آنها زمان لازم برای تحصیل غلظت سدیم و شوری امروزی را محاسبه کردند. سرانجام نتیجه‌گیری کردند که از روز اولی که آب برای نخستین بار بر روی سطح زمین متراکم شد، 90 میلیون سال می‌گذرد. امروزه ما می‌دانیم که تخمین هالی از سن اقیانوسهای زمین به مراتب کمتر سن واقعی آنهاست. دلیل عمده آن هم این است که او تعویض سدیمی را که میان آب دریا و سنگهای پوسته کره زمینی صورت می‌گیرد، بسیار ناچیز می‌پنداشت.

 تخمین عمر زمین بر اساس میزان رسوبگذاری :

هر که سنگهای رسوبی را مطالعه کرده باشد، می‌داند که طبقه‌ای ضخیم از ماسه سنگ می‌تواند در عرض یک روز ته‌نشین شود یا لایه نازک گل رسی که روی آن قرار می‌گیرد، ممکن است برای ته‌نشین شدن به 100 سال زمان نیاز داشته باشد و سطح طبقه بندی میان آنها ممکن است نماینده مدت زمانی بیش از مجموع آنها باشد. برای ضخامت معینی از طبقات رسوبی میانگینی برای میزان رسوبگذاری وجود دارد. اگر تغییرات مهمی در شرایط محیط رسوبی رخ ندهد و فرسایش نیز در امر رسوبگذاری وقفه ایجاد نکند، ضخامت طبقات کم و بیش متناسب با زمان سپری شده خواهد بود.
زمین شناسان اواخر قرن نوزدهم تصور می‌کردند که می‌توانند در صورت تخمین میزان ته‌نشست در محیطهای رسوبی امروزی ، زمان مشخص شده توسط واحدهای سنگهای قدیمی مشابه را نیز معین کنند. آنها همچنین تصور می‌کردند که در صورت تعیین ضخامت کل طبقات رسوب کرده در گذشته ، خواهند توانست کل زمان زمین شناسی طی شده را تخمین بزنند.

تخمین عمر زمین بر اساس سرد شدن کره زمین

در بسیاری مناطق درجه حرارت معادن عمیق ازدیاد محسوس و یکنواختی را بر حسب ازدیاد عمق نشان می‌دهد. این افزایش حرارت نشان می‌دهد که دما از درون گرم زمین به طرف قسمت سرد خارجی آن جریان دارد و از پوسته زمین متصاعد می‌شود. این اتلاف گرما قابل اندازه گیری است و منطق کلوین  (Kelvin) استدلال می‌کرد که اگر زمین با از دست دادن حرارت ، تدریجا در حال خنک شدن است، پس در زمان گذشته می‌بایست گرمتر بوده باشد. کلوین این پدیده را به صورت اتلاف حرارت از یک حالت مذاب اولیه در نظر گرفته بود و با مطالعه میزان جریان حرارت امروزی نشان داد که از نظر زمان زمین شناسی ، مسلما مدت زیادی از زمانی که زمین در حالت مذاب بوده، نگذشته است.
این زمان ظاهری تبلور پوسته جامد زمین ، حداکثر قدرت ممکن را برای حیات ، آنگونه که ما می‌شناسیم، مشخص کرد. عدم دسترسی به جزئیات مربوط به نقطه ذوب سنگها و هدایت گرما تحت شرایط حرارت و فشار زیاد ، مانع ارزیابی دقیق زمان تبلور می‌شد، لکن مدت تعیین شده بسیار کم بود. بر این اساس زمانی که کلوین بدست آورده بود، 100 میلیون سال بود.

مواد رادیواکتیو

بعضی از مواد معدنی دارای خاصیت رادیواکتیو هستند، بدین معنی که از خود سه نوع اشعه خارج می‌سازند. اشعه خارج شده یا دارای بار الکتریکی مثبت است، که در این صورت به نام پرتو آلفا خوانده می‌شود و یا دارای بار اکتریکی منفی است که اشعه بتا خوانده می‌شود. نوع سوم اشعه که نزدیک به اشعه ایکس است، از نظر الکتریکی خنثی است و به نام اشعه گاما خوانده می‌شود. در اثر صدور این ذرات ، به مرور جسم به مواد دیگر تبدیل می‌شود. مدت زمانی را که جهت نصف شدن اتمهای اولیه لازم است، به نام زمان نیم عمر می‌خوانند. زمان نیم عمر اجسام مختلف ، متفاوت است و از چند ثانیه تا چند میلیارد سال تغییر می‌کند. سنگهای تشکیل دهنده زمین معمولا حاوی یک یا چند ماده رادیواکتیو نظیر اورانیوم ، رادیوم ، توریوم و پتاسیم و... هستند. با در دست داشتن سرعت تجزیه و اندازه گیری مقدار اولیه و ماده تبدیل شده موجود در نمونه ، می‌توان زمانی را که از تجزیه نمونه می‌گذرد، بدست آورد و بر اساس همین روش است که سن زمین تعیین شده است.

تخمین سن زمین بر اساس سنگهای آسمانی

قسمت اعظم و در ضمن قدیمیترین بخش تاریخ زمین شناسی را بخش پرکامبرین تشکیل می‌دهد که معمولا از نظر سنگ شناسی مشخص است و می‌توان سنگهای متعلق به آن را را تشخیص داد. آزمایشات مختلف بر روی سنگهای این بخش ، اعداد متفاوتی را بدست داده که کمترین آنها 600 میلیون سال و بیشترین آنها 3.5 میلیارد سال است. اگر تصور کنیم که پرکامبرین از 3.5 میلیارد سال پیش شروع شده ، زمان تشکیل زمین مسلما از این عدد بیشتر است و بنابراین برای تعیین سن زمین از عوامل دیگر نیز بایستی کمک گرفت. یکی از این عوامل ، سنگهای آسمانی است. از آنجا که مطابق تمام نظریات موجود ، تشکیل زمین و سایر سیارات منظومه شمسی همزمان بوده است، با تعیین سن این سنگها می‌توان سن واقعی زمین را بدست آورد. حداکثر سنی که تا به حال برای سنگهای آسمانی بدست آمده 4،6 میلیارد سال بوده است. یکی دیگر از عواملی که به تعیین سن زمین کمک می‌کند، نمونه‌هایی است که از ماه گرفته شده و بر اساس تجزیه نمونه‌های مذبور عددی نظیر عدد فوق برای آنها حاصل شده است. بدین ترتیب می‌توان عدد 4،6 میلیارد سال را برای سن زمین در نظر گرفت.

+ نوشته شده در  ساعت 9 PM  توسط AlItTlKiSs  | 

در مطلب زیر میخوانید

سنگ و سنگ شناسي،چرخه سنگ شناسي،سنگ هاي آذرين،بافت سنگهاي آذرين،بازالتها،گابرو،گرانيت ها،ريوليت،آندزيت ها،سنگهاي رسوبي،فرآيندهاي تشكيل دهنده سنگهاي رسوبي،طبقه بندي سنگهاي رسوبي،سنگهاي رسوبي آواري   ،سنگهاي رسوبي شيميايي،سنگهاي دگرگوني،عوامل موثر دردگرگوني،انواع دگرگوني،انواع ساخت در محيط دگرگوني،مهمترين سنگهاي دگرگوني،

سنگ و سنگ شناسي:

سنگ: سنگ عبارت است از يك جسم طبيعي كه از يك كاني و يا مجموعه اي از چند كاني تشكيل       مي شود.

سنگ شناسي (Petrology) : به معناي اعم، قسمتي از علم زمين شناسي است كه در آن راجع به طرز تشكيل، منشا و نيز توصيف ، طبقه بندي و تركيب سنگها صحبت مي شود. سنگهاي روي زمين به سه دسته تقسيم مي شوند:

1-  سنگهاي آذرين Igneous Rocks : از ماگماي مذاب منشا گرفته و اوليه هستند.

2-  سنگهاي دگرگوني Metamorphic Rocks : از تغيير وتحول سنگهاي پيشين در درجه حرارت و فشار زياد تشكيل مي شوند و جزء سنگهاي ثانويه هستند.

3-   سنگهاي رسوبي  Sedimentary Rocks : عناصر تشكيل دهنده آنها از تغيير وتحول سنگهاي قبلي (آذرين، دگرگوني يا رسوبي قديمي تر) در شرايط عادي بوجود مي آيند.

چرخه سنگ شناسي: تغيير و تحول سنگهاي مختلف به يكديگر، به نام سيكل يا چرخه سنگ شناسي Rock Cycle مي نامند.

شكل شماره 5 : چرخه سنگ شناسي

الف – سنگ هاي آذرين Igneous Rocks

  سنگ هاي آذرين از سرد شدن مواد مذاب كه ماگما Magma ناميده مي شود ايجاد مي گردند. ماگما مواد مذاب ويسكوزي است كه عناصر اصلي موجود در آن عبارتند از سيليسيوم، اكسيژن، پتاسيم، سديم، كلسيوم، منيزيوم، آلومينيوم و آهن كه همراه با آنها، مقادير كمي از عناصر ديگر و گازهايي مثل H2o,So2,Co2  وجود دارد. سنگهاي آذرين با توجه به محل تشكيل آنها به دو دسته اصلي سنگهاي آذرين خروجي يا آتشفشاني و سنگهاي آذرين نفوذي يا دروني تقسيم مي كنند. سنگ شناسان انواع مختلف سنگهاي آذرين را با بررسي دو ويژگي آنها يعني بافت و تركيب مورد مطالعه قرار مي دهند.

  شكل شماره 6- تركيب سه نوع اصلي ماگما

بافت سنگهاي آذرين:

به شكل، اندازه و آرايش دانه هاي كاني در يك سنگ بافت گفته مي شود. هرچه ماگما سريعتر سرد شود، بلورهاي تشكيل شده ريزتر خواهد بود. سنگهاي آذرين بيروني كه حاصل سرد شدن سريع گدازه ها در سطح زمين هستند، عمدتا بلورهاي ريزتري نسبت به سنگهاي آذرين دروني دارند.

ماگما در اعماق زمين، نسبت به گدازه ها در سطح زمين، براي مدت خيلي طولاني تري به صورت سيال باقي مي ماند و اتم ها وقت كافي دارند تا بلورهاي درشت در هم جفت شده اي ايجاد كنند. اين گونه بافت را دانه درشت يا فانريتيك Phaneritic مي نامند.

گروهي از سنگهاي آذرين كه در مراحل نهايي انجماد ماگما متبلور مي شوند، داراي بلورهاي خيلي     درشت اند (بزرگتر از 5 سانتي متر) اين نوع بافت را پگماتيتي مي نامند.

اگر ماگمايي كه به آهستگي در درون زمين در حال سرد شدن باشد و بلورهاي درشتي به وجود آمده باشد، به بيرون از زمين ريخته شود، بلورهاي ريزي در مايع باقيمانده تشكيل مي شود كه بافت چنين سنگي كه در آن بلورهاي دانه درشت (فنو كريست  Phenocryst ) در متن بلورهاي دانه ريز (خميره) قرار گرفته اند را بافت پرفيريتيك Porphyritic  مي نامند.

اگر سرعت سرد شدن گدازه ها آن چنان زياد باشد كه نتواند بلوري تشكيل شود در نتيجه سنگ حاصله يك شيشه آتشفشاني مثل ابسيدين است كه بافت حاصله را بافت شيشه اي مي گويند.

اگر سرعت سرد شدن گدازه ها آن قدر زياد نباشد كه شيشه تشكيل شود، سنگ، متشكل از دانه هاي بلورين ريزي است كه با چشم غير مسلح قابل تشخيص نيست. چنين بافتي را آفانيتيك (نهان بلورين)          مي گويند.

بازالتها:

سنگهاي آذرين خروجي هستند كه از پلاژيوكلازهاي كلسيوم دار، پيروكسن همراه يا بدون اوليوين هستند. بازالتها از فراوان ترين سنگهاي آذرين پوسته زمين هستند و سنگ اصلي پوسته اقيانوسي را تشكيل مي دهند. هم ارز دروني بازالت، گابرو است كه خيلي كمياب تر است.

 بازالت عبارت از سنگ آتشفشانی تمام بلورین ، نیمه بلورین و گاهی شیشه‌ای است که دارای بافت آفانیتی است و گاهی نیز بصورت توده‌های تموذی کم عمق ظاهر می‌شود مهمترین کانیهایی که در این سنگها دیده می‌شوند عبارتند از پلاژیوکلاز  40 تا 60 درصد ، کانیهای فرومنیزین (پیروکسن‌های منوکلینیک و    الیوین35 تا 55 درصد). ترکیب متوسط پلاژیوکلازهای یک سنگ باید لابرادوریت یا بازیک تر از آن باشد تا بتوان آنرا جزو دسته بازالتها قرار داد.

کانیهای فرومنیزین بازالتها

در بازالتهای دانه درشت بلورهای بزرگتر پیروکسن از نوع اوژیت و دیوپسیدیک است، در صورتی که بلورهای کوچک از نوع پیژونیت می‌باشد. در بازالتهای دانه ریز یک نوع پیروکسن نیمه پایدار باهم اوژیت           ساب کلسیک دیده می‌شود.  هیپرستن نیز ممکن است در بازالتها دیده شود. ولی خیلی کمتر از اوژیت که اکثرا در بازلتها وجود دارد. الیوین در سنگها دیده می‌شود و ممکن است ترکیب آن در یک سنگ تغییر کند بطوری که دانه‌های ریزتر دارای آهن بیشتری باشد.

کانیهای فرعی بازالتها

کوارتز بصورت کانی فرعی ممکن است دیده شود ولی اگر مقدار آن در حدود 10 درصد باشد سنگ را به اسم کوارتز بازالت می‌نامیم. کریستوبالیت نیز در خمیره بعضی از بازالتها زیاد دیده می‌شود. اورتوز در صورتی که وجود داشته باشد. مقدارش ناچیز است ولی در برخی انواع بازالتها ممکن است کانی اصلی باشد.
کانیهای فرعی دیگر عبارتند از آپاتیت ، منیتیت ، ایلمنیت و گاهی زیرکن. فلدسپاتوئیدها در انواع قلیایی بازالتها به مقدار کم ممکن است وجود داشته باشد. شیشه ممکن است یکی از اجزای اصلی یا فرعی بازالتها باشد. بادامک‌های بازالتها از کانیهای معمولی این سنگها به اضافه زئولیت ‌ها ، کلسیت و کوارتز ممکن است پر شده باشد.

دگرسانی بازالتها

پیروکسن‌هاي دگرسان شده به کلریت ، سرپانتین و کربنات تبدیل می‌شود، الیوین‌ها به ایدینگزیت و سرپانتین یا ناترونیت تبدیل می‌شوند. فلدسپاتها معمولا دگرسان نشده‌اند ولی ممکن است کائولینیزه یا کلریتیزه شده باشد.

انواع مختلف بازالتها :

1-کوارتز بازالت  2- الیوین بازالت 3- هیپرستن بازالت 4-  هورنبلند بازالت

5- ملافیر : نام منسوخی است که برای انواعی از بازالت که در دوران اول تشکیل شده اند نیز بکار می‌رفته است.

6- تولئیت : عبارت از بازالتی است که اگر ترکیب آن را به روش CIPW محاسبه کنیم دارای هیپرستن خواهد بود.

7- پیکریت : نامی است که برای بازالتهایی که دارای مقدار زیادی الیوین است بکار رفته است. گرچه به نوعی از پریدوتیت‌ها نیز پیکریت گفته می‌شود.

8- اسپیلیت‌ها : بازالتهای هستند که لابرادوریت آنها آلبیتیزه شده و اوژیت آنها در نتیجه دگرسانی به آکتینوت ، کلریت ، اپیدوت و الیوین سرپانتینیزه تبدیل شده است.

ساخت و بافت بازالتها

بازالتها دارای ساخت و بافتهای خیلی مختلفی هستند ازانواع تمام بلورین تا شیشه‌ای تغییر می‌کنند. مهمترین انواع آنها بدین قراراست.

بافت شیشه‌ای : اکثرا شیشه قهوه‌ای روشن با کریستالیت‌ها و میکرولیت‌های کم

بافت نیمه بلورین : خمیره شیشه‌ای که قسمت عمده سنگ را تشکیل داده و دارای تعداد کمی بلورهای درشت است این بافت را بافت ویتروفیر می‌گوییم و سنگ مربوط بازالت و تیروفیر نیز نامیده می‌شود.

بافت واریولیتیک : گاهی مقادیر مختلفی اسفرولیت های گرد یا نامنظم پلاژیوکلاز که بطور شعاعی در یک خمیره که ممکن است دارای مقادیر مختلفی شیشه باشد قرار گرفته است این نوع بافت را واریولیتیک و سنگ مربوط را واریولیت گویند.

بافت انترسرتال : خمیره بیشتر دارای بلورهای میکروسکوپی ذرات شیشه‌ای است که در جهت‌های مختلف بین بلورهای فلدسپات‌ها قرار گرفته است.

بافت هیالوپلیتیک : اگر خمیره بیشتر از بلورهای میکروسکوپی فلدسپاتها، پلاژیوکلازها تشکیل شده و اوژیت در میان آنها دیده شود و مقدار شیشه ناچیز باشد، این بافت را هیالوپیلتیک گویند.

بافت پیلوتاکسیتیک : خمیره از میکرولیت های فلدسپاتها تشکیل می‌شود.

بافت گرانولیتیک : خمیره بیشتر از پیروکسن‌ها و به مقدار کم از پلاژیوکلازهای تشکیل شده است که بین سایر بلورها قرار گرفته است.

بافت افیتیک : خمیره از میکرولیتهای پلاژیوکلازها تشکیل که بوسیله بلورهای بی‌شکل پیروکسن احاطه شده است.

بازالتها فراوانترین سنگهای آذرین خروجی هستند و اکثر بصورت جریانهای گدازه‌ای و همچنین سنگهای آذر آواری دیده می‌شود. سه دسته مهم بازالت از نظر زمین شناسی وجود دارد:

1 - بازالتهای جلگه‌ای : که همراه با کوارتز ظاهر شده و با ضخامت‌های زیاد وسعت خیلی زیاد را می‌پوشاند.

2-  بازالتهای الیوین‌دار : در ناحیه اقیانوسها و همراه با مقدار کمی تراکیت و فنولیت دیده می‌شود.

3- بازالتهایی که همراه با آندزیت ، داسیت و ریولیت بوده و اکثرا در نواحی چین خورده ظاهر می‌شود.

عكس شماره19: بازالت

گابرو: گابروها سنگ‌هاي آذرين دروني سخت، تيره، دانه درشت و بازيكي هستند كه درشتي بلور آنها بيانگر سردشدن آرام مواد مذاب در درون زمين است گاهي مي‌توان آثار جريان مواد مذاب را در اين سنگ مشاهده نمود. گابرو فراوانترين و معمولي‌‌‌‌‌‌ ترين سنگ‌هاي پلوتونيك در پوسته‌ي اقيانوس‌ها و بعد از گرانيت‌ها، فراوان‌ترين سنگ‌هاي پلوتونيك در نواحي قاره‌اي محسوب مي‌شوند. پيروكسن و پلاژيوكلاز دو كاني اصلي سازنده‌ي اين نوع سنگ به شمار ‌مي‌روند. نام آن از كلمه‌اي ايتاليايي به همين شكل گرفته شده ‌است.

عكس شماره20 : گابرو افيوليتي

گرانيت ها:

سنگهاي آذرين دروني و اساسا متشكل از فلدسپاتهاي پتاسيوم دار و كوارتز مي باشند. موسكوويت، بيوتيت، آمفيبول (هورنبلند) يا به ندرت پيروكسن ممكن است بخش آهن ومنيزيوم دار اين سنگها را تشكيل دهند. بخش اعظم پوسته قاره اي داراي تركيب گرانيتي است. ريوليت ها هم ارز بيروني گرانيت ها هستند كه بسيار كمياب تر مي باشند. فراوانترين و معمولي‌ترين سنگ پلوتونيك در نواحي قاره‌اي كه سازنده‌ي بزرگترين باتوليت‌هاي جهان محسوب ‌مي‌شوند. با توجه به گرانيتي بودن پوسته‌ي قاره‌ها مي‌توان نتيجه گرفت كه اغلب اين سنگ‌هاي اسيدي از ذوب پوسته تشكيل شده‌اند. گرانيت‌ها سنگ‌هايي به رنگ روشن با كوارتز فراوان    ( حداقل 25% ) و دانه درشتند. طول بلور كاني‌هاي سازنده‌ي اين سنگ‌ها ممكن است به چندين سانتي‌متر نيز برسد وجود اين بلورهاي درشت، تجزيه سنگ را تسهيل كرده و در اثر تجزيه فلدسپات، آنها به كائولن تبديل مي‌‌شود تبديل مي‌شود. كاني‌هاي اصلي سازنده‌ي آنها عبارتند از كواتز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت.

كاني‌هاي آپاتيت، زيركن، تورمالين، توپازو ....... به صورت كاني‌هاي فرعي در گرانيت‌ها يافت مي‌گردند. سختي‌ و مقاومت‌ گرانيت‌ سبب شده كه از آن به طور گسترده در تزئين ساختمان‌ها و سنگ‌فرش پياده‌رو‌ها  و .... به عنوان سنگ نما استفاده گردد. نام گرانيت از كلمه گرانوم Granum به معني دانه گرفته شده ‌است. 

عكس شماره21 : گرانيت

 ريوليت : يك سنگ آتشفشاني اسيدي به رنگ روشن با بيش ازشصت و هشت درصد Sio2 است كه معادل بيروني (آتشفشاني) سنگهاي گرانيتي محسوب مي‌شود و مانند آنها در مناطق قاره‌اي يافت مي‌گردد. كاني‌هاي اصلي سازنده‌ اين سنگ‌ عبارتند از كوارتز، فلدسپات و بيوتيت كه قبل از فوران ماگما متبلور شده‌اند. اغلب در زمينه‌اي شيشه قرار دارند و حكايت از انجماد سريع مواد پس از فوران دارد. ريوليت در فورانهايي با دماي بين هفتصد تا هشتصدوپنجاه درجه سانتي‌گراد ديده مي‌شود.

عكس شماره22 : ريوليت

آندزيت ها:سنگ‌هاي آذرين بيروني هستند كه از ماگما‌هاي آندزيتي ( بازيك ) توليد مي‌شوند. ماگما‌هاي آندزيتي معمولاً از آتشفشان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاي استراتوولكان به صورت گدازه با دماي بين نهصدتا هزاروصد درجه‌ي سانتيگراد خارج مي‌شوند و مي‌توانند منطقه‌اي در حدود چندين كيلومتر را بپوشانند. اين ماگماها مي‌توانند فوران‌هاي انفجاري بسيار قوي همراه با مقدار زيادي مواد پيروكلاستيك توليد نمايند. آندزيت‌ها سنگ‌هاي دانه‌ريز و تقريباً روشن مي‌باشند كه كاني‌ها اصلي سازنده‌ي آنها ( پلاژيوكلاز، پيروكسن، آمفيبول و بيوتيت ) در زمينه‌اي خاكستري رنگ تا سياه قرار گرفته است. آندزيت‌ها به دليل مقاومت‌ زياد در مقابل عوامل جوي درساختمان‌‌سازي به عنوان سنگ‌نما بكار برده مي‌شوند. آندزيت  ها از سنگهاي آذرين بيروني حد واسط و دانه ريزي هستند كه اساسا از پلاژيو كلاز هاي حد واسط همراه با يك  يا تعداد بيشتري  كاني هاي      منيزم دار درست شده اند. آندزيت ها همواره به صورت گدازهاي خروجي وابسته به توده  هاي قاره اي هستند.  هم ارز دروني آندزيت را ديوريت مي نامند.

                  عكس شماره23 : آندزيت                                                               عكس شماره24 : ديوريت

سنگهاي رسوبي Sedimentary Rocks :

سنگهاي رسوبي75درصدسطح كره زمين را مي پوشانند و بيش ازسنگهاي ديگر آثار رويداد هاي گذشته زمين رادرخود ثبت كرده اند . سنگهاي رسوبي سنگهاي ثانويه اي مي باشند. يعني از فرسايش سنگهاي آذرين، دگرگوني و رسوبي قديمي تردر شرايط حرارت و فشار پايين ايجاد مي شود.

فرآيندهاي تشكيل دهنده سنگهاي رسوبي:

1.    هوازدگيweathering يا فرسا يش:  هوازدگي منبع اصلي تامين كننده مواد براي تشكيل سنگهاي رسوبي است. دو نوع هوازدگي وجود دارد.  هوازدگي مكانيكي يا تخريب كه باعث قطعه قطعه شدن      بيرون زدگيها مي شود و هوازدگي شيميايي يا تجزيه كه باعث  تجزيه و انحلال ناقص  يا كامل كانيهاي ناپايدار  موجود در سنگ منشاء مي شود. عوامل تجزيه شيميايي آب، گاز ايندريك كربنيك و يا  اكسيژن موجود در آب و يا هوا است. مقاومت نسبي كانيهاي تشكيل دهنده يك سنگ منشاء در مقابل هوازدگي يكسان نيست، بلكه بستگي به شرايط تشكيل اوليه آن كانيها ازما گما، ساختمان اتمي آن كاني و كاتيونهاي تشكيل دهنده كاني دارد .

 2- حمل و نقل Transportation  :  

 مواد جدا شده از سنگ منشاء دراثر هوازدگي فيزيكي و شيميايي بوسيله عوامل  مختلف حمل و نقل دهنده مثل آب، باد، نيروي ثقل و يخچال حمل شده و به حوضه هاي رسوبي منتقل مي شوند .

 3- ته نشست :

مواد حمل شده به حوضه هاي رسوبي ممكن است يكسري مواد تخريبي مثل دانه هاي كوارتز تجزيه نشده يا يك سري مواد بصورت كلوئيد و محلول باشند .

4- سنگ شدگي يا دياژنز Lithfication   :

دياژنزپديده اي است فيزيكو شيميايي كه در اثر آن رسوبات منفصل، تغيير شكل يافته و به سنگهاي متصل تبديل مي شوند. حد بالاي دياژنزرا ابتداي عمل دگر گوني مي دانند، بنابر اين دياژنز پديده اي است كه در حرارت كم يعني تا كمتر از 200 در جه سانتي گراد صورت مي گيرد .

طبقه بندي سنگهاي رسوبي :

 الف- سنگهاي رسوبي آواري: از ذرات و قطعات خرد شده سنگهاي قبلي بدست آمده اند. در جدول شماره10 حدود تغييرات اندازه دانه هاي آواري و سنگ رسوبي حاصل از آنها نشان داده شده است. بنابر اين  سنگها ي آواري را به سه گروه كنگلو مرا ها،  ماسه سنگها و گل سنگها تقسيم بندي كرده اند .

 جدول شماره10: مقياس اندازه ذرات ونتورت Wentworthبراي رسوبات آواري

1-      كنگلو مرا ها  :

نوعي سنگ رسوبي تخريبي درشت دانه متشكل از ذرات گراول با قطعات گرد (كنگلو مرا) يا    زاويه دار (برش) مي باشد. رسوبات دانه درشتي كه منجر به تشكيل كنگلو مرا مي شوند در محيط هاي مختلفي         ( به صورت رسوبات واريزه اي، رودخانه اي، ساحلي، يخچالي و غيره ) ممكن است ته نشين  شود. البته كنگلومرا هاي قديمي منشاء دريايي يا رودخانه اي دارند. كنگلومراها و برش ها بخش خيلي كوچكي از سنگهاي رسوبي را تشكيل مي دهند.

عكس شماره25 :كنگلومرا

2-       ماسه سنگها :

نوعي سنگ رسوبي تخريبي است كه از سخت شدن دانه هايي كه اندازه  قطر آنها  بين 625/0تا 2 ميليمتر است، بوجود مي آيد. فراوان ترين كاني تشكيل دهنده ماسه سنگها كوارتز است ولي كانيها ي ديگر مثل فلدسپاتها، ميكاها، كاني هاي رسي و دانه هاي سنگي نيز ممكن است يافت شود. ماسه سنگها حدود 25 درصد كل سنگهاي رسوبي را تشكيل مي دهند. ارزش اقتصادي نيز دارند و به عنوان ماده خام درصنايع شيشه سازي، توليد بتن و ديگر مصالح ساختماني، مواد ساينده، صافيها و غيره به كار مي روند. ماسه سنگها حاوي اطلاعاتي در مورد محيط هاي ته نشيني آنهاست. نهشته هاي ماسه اي جديد در بستر رود ها، دشتهاي سيلابي، دلتا ها، درياچه ها، سواحل درياها، فلات قاره ها و به صورت تلماسه در نواحي بياباني ديده مي شوند .

عكس شماره26: ماسه سنگ

3-      گل سنگها :

 سنگهاي رسوبي آواري ريز دانه كه متشكل از ذراتي با اندازه سيلت و رس قطر كمتر از 06/ ميليمتر هستندرا گل سنگ يا شيل مي نامند. ذرات گل تقريبا در همه جا در محيط هاي آبي يافت مي شوند. اين ذرات را مي توان دررود خانه ها، درياچه ها، دشتهاي سيلابي، دلتا ها، مردا بها، فلاتهاي قاره و حتي مناطق عميق اقيانوس پيدا كرد. اگر درصد ذرات لاي بيشتر از رس باشد، لاي سنگ (سيلت استون) و چنانچه درصدرس بيشتر باشد، سنگ رسي ناميده مي شوند. شيل ها نيز گروهي از گل سنگ هستندكه داراي تورق مي باشند. يعني قابليت جدا شدگي در امتداد سطوح خيلي نزديك به هم را دارند. شيلها حاوي مواد آلي و فسيل هستند و از  فراوان ترين سنگهاي رسوبي مي باشند.

                      عكس شماره27: شيل                                       عكس شماره28: لاي سنگ

ب: سنگهاي رسوبي شيميايي :

 سنگهاي رسوبي شيميايي حدود25درصد سنگهاي رسوبي پوسته زمين را تشكيل مي دهند و از مواد محلول ناشي از هوازدگي شيمايي سنگها، عمدتا از يو نهاي كلسيم، منيزيوم، سيليسيم، پتاسيم سديم،      كر بناتها، سولفات و كلريد تشكيل شده اند. اين مواد به راههاي مختلف به سنگهاي جامد تبديل مي شوند .

 مهمترين سنگهاي رسوبي شيميايي عبارتنداز :

1-     كر بناتها : كربنا تها سنگهاي رسوبي شيميايي  داراي يون 2- (co3)  هستند و از كانيهاي كلسيت، دولوميت و آراگونيت درست شده اند. دو سنگ اصلي اين گروه سنگ آهك و سنگ دو لوميت مي باشند.

سنگ آهك فراوان ترين سنگ رسوبي شيمايي و عمدتا ازكاني كلسيت تشكيل شده است. امروزه رسوبات كربنات كلسيم، توسط جانداران توليد مي شود ولي ممكن است در طول تاريخ گذشته زمين شناسي هميشه اين چنين نبوده باشد. سنگهاي آهكي غالبا فسيل دارند وبه رنگها و شكل هاي مختلفي ديده مي شوند .

عكس شماره29 : سنگ آهك

2- چرت ها (chert) : چرت ها سنگهاي رسوبي شيمايي هستند كه عمدتا از دانه هاي كوارتز ريز بلوردرست شده اند ولي ممكن است حاوي كوارتز نهان بلورين (كلسدوئن) و سيليس آبدار بي شكل(اپال) نيز باشند .

 3- تبخيريها : تبخيريها سنگهاي رسوبي شيمايي هستند كه در نتيجه تبخير از آبهاي حاوي نمكها تشكيل شده اند. فراوان ترين سنگهاي تبخيري عبارتنداز : سنگ گچ آبدار(ژيپس)، سنگ گچ بي آب (ايندريت ) و سنگ نمك (هاليت). تبخيريها بيشتر در نواحي خشك و نيمه خشك تشكيل مي شوند.

سنگهاي دگرگوني:

برخي از سنگهايي كه درسطح زمين ديده مي شوند شبيه به سنگهاي آذرين بلوري شده به نظر مي رسند ولي دقت بيشتر نشان مي دهد كه دانه هاي كاني سازنده آنها به طرز خاصي به صورت صفحه اي قرار   گرفته اند. بر اثر عملكرد گرما، فشار وغالبا در حضور سيالات فعال از نظر شيميايي، در سنگهاي موجود، تغييراتي فيزيكي وشيميايي روي مي دهد كه اين گونه تغييرات را دگرگوني مي نامند. دگرگوني ترجمه كلمه متامورفيسم است كه از دو قسمت متا به معناي بعد ومورف به معناي شكل تشكيل شده است. به طور كلي دگرگوني تطبيق كاني شناسي، بافتي و ساختي سنگ جامد با شرايط فيزيكي و شيميايي است كه در اعماق بر سنگ اثر كرده واين شرايط از شرايطي كه تحت آن سنگ اوليه منشا گرفته متفاوت بوده است.

عوامل موثر در دگرگوني:

دما، فشار و محلولهاي فعال در دگرگوني موثر مي باشند.

1- حرارت: سنگهاي دگرگوني در اثر حرارت وفشار بوجود مي آيند. حرارت به تنهايي مي تواند باعث پيدايش كانيهاي جديد شود، اما فشار جز در تعداد محدودي كانيها نمي تواند. با افزايش عمق، حرارت وفشار افزوده مي شود. حرارت لازم براي دگرگوني ناحيه اي متوسط با درجه زمين گرمايي 25-15درجه سانتي گراد در عمق 25 كيلومتري به دست مي آيد. ( به ازاي هر كيلومتر 25-15 درجه به دماي زمين افزوده شود.)

2- فشار: تغييراتي كه تحت تاثير فشار در سنگ صورت مي گيرد، باعث كاهش فضاي اشغال شده به وسيله كانيهاي تشكيل دهنده توده سنگ مي شود.فشار يك جانبه به صورت تغيير شكل و تغيير جهت كانيها (جهت يافتگي كاني ها) تا ايجاد شكستگي و تشكيل چين هاي كوچك وبزرگ در سنگهاي دگرگوني متفاوت است.

3- محلول هاي فعال: محلول هاي گرمابي حاصل از انجماد ماگما اغلب در حاشيه مخزن ماگما گردش كرده وبا سنگهاي اطراف واكنش انجام مي دهند. بخشي از محلولهاي فعال دگرگوني، مايعي است كه از قبل در خلل وفرج سنگها وجود داشته است. چنين مايعي به عنوان كاتاليزور عمل مي كند وباعث تسريع تغييرات مي شود، بدون اينكه خود تغييري كند.

انواع  دگر گوني :

انواع مختلفي ازدگرگوني وجود دارد ولي تنها دو نوع اصلي آن يعني دگرگوني مجاورتي Contact Metamorphism و دگرگوني ناحيه اي Regional Metamorphism بررسي مي شود. نوع سوم دگرگوني، دگر گوني كاتا كلاسيك نام دارد كه در اثر فرسايش ناشي از گسلش (faulting) و چين خوردگي (folding) شديد به وجود مي آيد.

دگر گوني ناحيه اي : اين نوع دگر گوني درجائي رخ مي دهد كه حر كات زمين منجر به تغيير شكل سنگ در يك منطقه وسيعي شود. اين نوع دگر گوني در نتيجه افزايش حرارت يا فشار يا هر دو دريك مقياس ناحيه اي ايجاد مي شود.  شرايط حرارتي معمولا 200 تا 700 در جه سانتي گراد و فشار 3 تا15كيلو بار   مي باشد. اين شرايط حرارت و فشار در حال حاضر در اعماق زير 5كيلومتري قشرجامدزمين حكمفرماست. محصولات اين نوع دگرگوني، سنگهاي داراي جهت يافتگي مشخص مثل شيست و آمفيبوليت مي باشند.

دگر گوني مجاورتي: اين نوع دگر گوني دراثر جايگزيني يك توده نفوذي دريك سنگ رسوبي يا آذرين بوجود مي آيد. لايه دگر گون شده در اطراف  توده نفوذي را هاله دگر گوني  يا Aureole مي گويند. شرايط اين دگر گوني حدود 300 تا 700 درجه سانتي گراد وفشار حدود100 بار تا 3 كيلو بار مي باشد.در اين دگرگوني تاثيرحرارت مهم، تاثير فشار كم اهميت تر و معمولا تاثيرگازهاي ماگمايي مهم مي باشد. محصولات اين دگرگوني، هورنفلس ها، اسليت ها، شيست هاي لكه دار و اسكارن ها مي باشند.

   انواع ساخت در محيط دگر گوني:

1- جهت يابي ترجيهي: واژه عمومي براي نشان دادن هر گونه حالت توازني درعناصر تشكيل دهنده سنگ است.  جهت يابي ترجيهي انواع مختلفي دارد كه عبارتنداز:

 الف : لينه آسيون lineation : به هم جهت شدن كانيهاي طويل يا سوزني شكل مثل آمفيبولها  لينه آسيون مي گويند.

 ب: فولياسون Foliation : به هم جهت قرار گرفتن كانيهاي ورقه اي مثل ميكاها فولياسيون مي گويند.

2- ساخت توده اي (Massive): دراينجا سنگ هيچگونه جهت يابي ترجيهي از خود نشان نمي دهد. اين ساخت را مخصوصا در هورنفلس ها مي توان ديد.

مهمترين سنگهاي دگر گوني :

سنگ لوح (slate): سنگي است خيلي دانه ريز به رنگ سياه خاكستري، سبز يا قرمز رنگ كه داراي رخ سنگي است. يعني مي توان اين سنگ را به آساني به صورت ورقه هاي نازكي با سطوح همواراز هم جدا كرد. در گذشته براي نوشتن مورد استفاده بوده است. سنگ لوح نتيجه دگرگوني ناحيه اي رسوبات آواري دانه ريز مثل شيل، سيلت يا توف است .

عكس شماره30: سنگ لوح

شيست schist : دانه درشت تراز سنگ لوح مي باشد. فو لياسون يا شيستوزيته در اين سنگها نتيجه  جهت يابي موازي يا تقريبا موازي كانيهاي ميكايي است. فراوان ترين كاني هاي موجود در اين سنگها كوارتز، فلدسپات وميكا است. شيست نيز نتيجه دگر گوني سنگها ي مختلف از جمله شيل ها و سنگهاي رسي است.

گنايس  : Gneiss گنايس كه سنگي دگر گوني و دانه اي است دراغلب موارد در ضمن دگر گوني ناحيه اي در جه بالا تشكيل مي شود. ساخت نواري آن تناوبي از كانيهاي تيره (بيوتيت و آمفيبول) و كانيهاي روشن (كوار تز و فلدسپات) است، تشخيص آن را در صحرا آسان مي سازد. بر اثر دگرگوني سنگهاي آذرين يا رسوبي ممكن است، گنايس ايجاد شود .

          عكس شماره31: گنايس

مر مر :Marble سنگ مرمرعمدتا از كلسيت و دولوميت تشكيل يافته و با بافت دانه اي از دگرگوني مجاورتي يا ناحيه اي سنگ آهك يا دولوميت به دست مي آيد. فرق ميان مرمر و سنگ اصلي وجود دانه هاي كاني درشت تردر سنگ مرمراست. نا خالصيهاي موجود درمرمر ممكن است يك الگوي نواري ايجاد كندكه ارزش خاصي در سنگهاي ساختماني دارد. مر مر با اسيدكلريدريك رقيق مي جوشد و غالبا فولياسيون ندارند.

عكس شماره32: مرمر

كوارتزيت : سنگ كوارتزيت ازدگرگوني ماسه سنگهاي غني از كوارتز حاصل مي شود.كوارتزيت سنگي بسيار سخت و متراكم است. اين سنگ نيز مانند مرمر معمولا بدون فولياسيون است.

عكس شماره33: كوارتزيت

هور نفلس (Hornfels) :سنگي است دانه ريز تا دانه درشت بسيار متراكم كه بر اثر دگرگوني مجاورتي ايجاد مي شود. اين سنگ از ذرات كاني كم و بيش هم اندازه اي درست شده وهيچ گونه جهت يابي ترجيهي نشان نمي دهد.

عكس شماره34: هورنفلس

تذکر : عکسها و جداول به علت مشکلات آپلود کردن درج نگردیده و بزودی بصورت یک فایل ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت 9 PM  توسط AlItTlKiSs  | 

در مطلب زیرمیخوانید:

  كليات زمين شناسي ، نحوه بوجود آمدن جهان و كهكشان ها،شكل و ساختمان زمين،فراواني عناصر، مواد سازنده پوسته جامد زمين،كانيها،سيرتحولي و رشد،اهميت اقتصادي كانيها،خواص فيزيكي كانيها،ساختمان بلورين كانيها،گروههاي مهم كانيها،كانيهاي سيليكاته،كربناتها،كاني هاي اكسيدي،كانيهاي سولفيدي،كانيهاي سولفاتي،هاليدها،كانيهاي فسفاتي.

زمين شناسي  Geology

زمين شناسي علم زمين ومطالعه آن است. از دو كلمه Geo   به معناي زمين و Logy  به معناي شناخت تركيب شده است. زمين شناسي علمي است كه در باره ي پيدايش،ساختمان و مواد تشكيل دهنده ي زمين بحث مي كند. علم چيستي كوهها ، دشتها، ژرفاي اقيانوسها وتاريخ پيدايش حيات بر روي زمين از آغاز حيات تا ظهور انسان مي باشد. علم زمين شناسي علم بسيار گسترده اي بوده كه در رابطه با علوم ديگر مثل فيزيك،  شيمي، رياضي وعلوم ديگر مي باشد.   شاخه هاي اصلي علم زمين شناسي عبارتند از:

1- زمين شناسي عمومي : Physical Geology

راجع به تحولات وتغييرات زمين ونحوه ي اين تغييرات بررسي مي نمايد.

2- زمين شناسي تاريخي : Historical Geology

راجع به تاريخ زمين وترتيب تحولات آن در زمان ومكان بحث مي كند.

با توجه به شاخه هاي اصلي ذكر شده، زمين شناسي به رشته هاي تخصصي متعددي تقسيم مي شود كه مهمترين آنها به شرح زير مي باشند:

الف- كاني شناسي (Mineralogy) :  اجزاء اصلي سازنده سنگها را مطالعه مي نمايد. بلورشناسي نيز  شاخه اي از كاني شناسي است كه ساختمان بلورين كاني ها را مورد بررسي قرار مي دهد.

ب- سنگ شناسي (Petrology) : راجع به خواص فيزيكي وشيميايي سنگها، منشا و محل پيدايش سنگها و رده بندي سنگها مطالعه مي نمايد.

ج- فسيل شناسي (Paleontology) : راجع به بقاياي گياهان و جانوران كه در سنگهاي رسوبي يافت    مي شوند وفسيل ناميده مي شوند، مطالعه مي كند.

د- چينه شناسي (Stratigraphy) : ترتيب روي هم قرار گرفتن طبقات رسوبي زمين و ارتباط آنها از نظر زماني را بررسي مي نمايد.

ه- زمين شناسي ساختماني (Tectonic – Structural Geology )  :چين خوردگيها، شكستگي ها وتغيير مكان لايه هاي رسوبي در مراحل ثانويه را بررسي مي كند.

و- زمين شناسي عملي (Applical Geology) : نقش آن كاربرد اطلاعات و اصول زمين شناسي در حل مسائل علمي است. كه هدف آن راهنمايي در بكار بردن اصول زمين شناسي براي سهولت دسترسي به مواد معدني ( زمين شناسي اقتصادي )، كشف و استخراج نفت و گاز طبيعي  ( زمين شناسي نفت )، ايجاد    سازه هاي بزرگ و پروژه هاي مهندسي ( زمين شناسي مهندسي )، اكتشاف وبهره برداري از منابع آب زيرزميني ( هيدروژئولوژي ) ومسائلي كه به فعاليتهاي انسان مربوط مي شود، مي باشد.

ز- ژئومورفولوژي : علمي است كه راجع به فرم ها و فرآيندهاي تشكيل دهنده ي اشكال سطح زمين بحث مي نمايد.

ر- نقشه برداري زمين شناسي : مطالعات زمين شناسي به صورت يك نقشه زمين شناسي، كه در آن سنگ شناسي و واحدهاي مختلف زمين شناسي نمايش داده مي شود، حاصل مي شود.

نحوه بوجود آمدن جهان و كهكشان ها:                                                     

حدود 15 ميليارد سال قبل در اثر انفجار گوي آتشين بسيار فشرده و سنگين، فضا، زمان و ماده جهاني با هم بوجود آمدند. همچنان كه جهان سرد مي شد ماده به صورت رقيق تري پراكنده مي شد تا اينكه ابرهاي عظيمي از گاز هيدروژن بوجود آمد و در نتيجه انقباض آنها، ستاره ها و كهكشانها بوجود آمدند. حدود 10 ميليارد سال قبل، كهكشان هايي نظير راه شيري كه هر كدام از چند ميليارد ستاره تشكيل شده اند به عنوان واحدهاي اصلي جهان پديد آمدند. خورشيد وسيارات آن ( منظومه شمسي ) يكي از ميليارد ها منظومه در داخل كهكشان مي باشند. خورشيد از ابري از گاز هيدروژن همراه با موادديگري مثل آهن، كربن، اكسيژن و ازت حدود 5/4 ميليارد سال پيش تشكيل شد.

منظومه شمسي از ستاره خورشيد، 9 سياره (Planet) وماههاي آن (Satellite) ومقدار زيادي شهاب(Meteor)  تشكيل شده كه به ترتيب فاصله از خورشيد عبارتند از:

1-                  عطارد يا تير  (Mercury)

2-                  زهره (Venus)

3-                  زمين (Earth)

4-                  مريخ يا بهرام (Mars)

5-                  مشتري يا برجيس (Jupiter)

6-                  كيوان يا زحل (Saturn)

7-                  اورانوس

8-                  نپتون

9-                  پلوتون

شكل شماره 1- سيارات منظومه شمسي

 شكل و ساختمان زمين:

زمين، سومين سياره منظومه شمسي، در فاصله تقريبا 150 ميليون كيلومتري خورشيد و بين سيارات زهره ومريخ به دور خورشيد در حال گردش است. زمين به طور كلي، كروي در نظر گرفته مي شود. شكل آن خيلي نزديك به كره است ولي كره كامل نيست، بلكه به صورت بيضوي پخ است. شكل زمين را با يك سطح تئوري به نام زمين وار (Geoid)   توصيف مي كنند. كه عبارت است از شكل حاصل از تراز متوسط درياها، وقتي كه در زير خشكيها ادامه پيدا كند.

ساختمان لايه اي زمين:

شعاع ميانگين كره زمين 6371 كيلومتر مي باشد كه در قطب ها كمي پخ تر(پهن تر) ودر استوا كمي كمتر است. (شعاع استوا 8/6037 كيلومتر وشعاع قطب 6357 كيلومتر) به طور كلي زمين توسط لرزه شناسان به سه قسمت پوسته، گوشته وهسته تقسيم مي شود .

شكل شماره 2- ساختمان لايه اي زمين

 

1- پوسته (Crust) :  خارجي ترين بخش زمين پوسته است. پوسته، سازنده ي قاره ها وبستر اقيانوس ها   مي باشد. بستراقيانوس ها در بيشتر نقاط شامل لايه اي فوقاني از رسوبات وسنگهاي رسوبي است، كه در زير آن سنگهاي آذرين تيره رنگ قرار گرفته است. در قاره ها غالبا سنگهاي رسوبي، لايه فوقاني پوسته قاره اي را تشكيل مي دهد. ضخامت پوسته در زير رشته كوههاي قاره ها حداكثر، در دشتها وسپرهاي قاره اي كمتر ودر اقيانوسها حداقل است. ضخامت متوسط پوسته 35 كيلومتر است. پوسته اقيانوسي تقريبا ضخامت يكنواختي دارد وحدود 10 كيلومتر است.مرز بين پوسته وگوشته به نام انفصال موهوروويچ يا موهو ناميده شده كه مرز بين انواع سنگها است

 

.شكل شماره 3- مقطعي كه به طور تقريبي ضخامت پوسته در قاره ها و اقيانوسها را نشان مي دهد.

2- گوشته يا جبه (Mantle) :  گوشته در زير پوسته قرار داشته كه بيشترين حجم زمين را به خود اختصاص مي دهد.گوشته از زير پوسته تا عمق 2900 كيلومتري زمين ادامه مي يابد و 82 درصد حجم زمين را تشكيل مي دهد. كه توسط انفصالي به نام انفصال گوتنبرگ (Wiechert-Gutenberg) از هسته جدا مي شود. بالاترين بخش گوشته گرمتر، سست تر ونيمه گداخته تر است وحالت خميري دارد كه به آن آستنوسفر (سست كره) مي گويند. اين منطقه اهميت بسياري دارد زيرا منشاء مواد مذاب تشكيل دهنده سنگهاي آذرين مي باشد. اهميت ذوب بخشي آستنوسفر آن است كه قطعات ليتوسفر در بالاي آن مي توانند بلغزند واين لغزش بخش اصلي نظريه تكتونيك صفحه اي است. گوشته زيرين ( بين 400 تا 2900 كيلومتر ) را ميان كره (مزوسفر) گويند كه در آن سنگها چگال تر وبسيار الاستيك اند و سرعت امواج زلزله در آن نسبت به عمق تقريبا به صورت يكنواختي افزايش مي يابد.

3- هسته (Core) :  در زير گوشته قرار دارد. داراي دو بخش هسته بيروني ودروني است. هسته بيروني داراي 2100 كيلومتر ضخامت وهسته دروني داراي 1370 كيلومتر ضخامت است. به علت تغيير رفتار موج P وعبور نكردن موج S از هسته بيروني به نظر مي رسد كه اين بخش مايع باشد واز آهن مايع تشكيل شده كه ميدان مغناطيسي زمين را توليد مي كند. هسته دروني زمين جامد است. دماي هسته 3500 درجه     سانتي گراد وفشارآن تقريبا 3750 تن بر سانتيمتر مربع است. ساختمان داخلي زمين درجدول شماره1  (موجود نیست)    بر اساس عمق، نوع مواد و جرم مخصوص آن نشان داده شده است.

فراواني عناصر:

نزديك به 90 درصد وزن زمين از چهارعنصر آهن (35 تا40 درصد)، اكسيژن (25 تا 30 درصد ) ، سليسيوم ( 13 تا 15 درصد ) ومنيزيوم ( حدود 10 درصد ) تشكيل شده است. چهار عنصر نيكل، كلسيوم، آلومينيوم و گوگرد نيز 9 درصد بقيه را مي سازند. بين 1/0 تا1 درصد از بقيه وزن زمين را هفت عنصر سديوم، پتاسيم، كرم، كبالت، فسفر، منگنز وتيتانيوم تشكيل مي دهند. از ديدگاه فراواني عناصر در جهان، هيدروژن وهليوم به ترتيب 76 و23 درصد از وزن جهان را مي سازند. بنابراين تمام عناصر باقيمانده تنها كمي بيش از 1 درصد وزن جهان را تشكيل مي دهند. جدول شماره 2 جدول تناوبي عناصر يا جدول مندليف را نشان مي دهد.

  

جدول شماره 2 – جدول تناوبي عناصر

 مواد سازند پوسته جامد زمين:  

مواد تشكيل دهنده زمين به سه شكل گاز، مايع وجامدند. بخش گازي كه به صورت پوششي اطراف زمين را فرا گرفته است، هواكره (اتمسفر) مي نامند. مجموعه پوشش آبي زمين را آب كره (هيدروسفر) مي نامند.  بخش جامد زمين به طور كلي از سنگها ساخته شده است كه سنگ كره (ليتوسفر) مي نامند.

كانيها:   

كاني عبارت است از ماده اي طبيعي، غير آلي، جامد و متبلور كه تركيب شيميايي معيني دارد يا تركيب آن در محدوده معيني تغيير مي كند. در اين صورت مواد مصنوعي مثل سيمان يا فولاد كاني نيستند، گرچه در اصل از كانيها به دست آمده اند. ذغالسنگ كه از بقاياي گياهي نتيجه شده چون از معدن به دست مي آيد در معناي تجارتي آن كاني است ولي چون منشا زيستي دارد كاني به شمار نمي آيد. كاني بايد جامد باشد. بنابراين آب، نفت و گاز كاني نيستند.

سیر تحولی و رشد

اصولا یونانیها نخستین ملتی بودند که جنبه علمی کانیها را بررسی کردند. مثل تالس ملطی که 485 سال قبل از میلاد به خاصیت کهربایی کانیها اشاره کرده و تمیش تکلس (527-549 ق.م) که دست به استخراج معادن زد. یک کتاب سنگ شناسي (الاحجار) که به ارسطو (322-384 ق.م) نسبت می‌دادند بعدها معلوم شد که در سده هشتم نوشته شده ، ولی کتابی از شاگردش یتوفر (288-372 ق.م) بجا مانده بنام "راجع به سنگها" که شاید بتوان گفت اولین کتاب علمی کانی شناسی است.


کتاب با ارزش دیگری که بعدها نوشته شد بوسیله پزشک رومی جالینوس (201-113 م) بود. اثر دانشمند عالیقدر ایرانی ، ابو علی سینا (1037-970) تحت عنوان "درباره کانیها" را شاید بتوان گفت اولین کتابی است که کانیها را بطور سیستماتیک به چهار دسته تقسیم کرده است. از اروپاییان از کانی شناس آلمانی آلبرت فون بول (280-119 م) یاد می‌کنیم این شخص که به ماگنوس معروف است داراری پنج جلد کتاب از زمینه کانی شناسی است. از دو شخصیت دیگر آلمانی به نامهای باسیلوس والنتین و آگریکولا     (1623-1555) یاد می‌کنیم که شخص اخیر بعدها به پدر کانی شناسی معروف گشت.


آخرین شخصی که کانیها را از نظر ظاهری مورد مطالعه قرار داد، کانی شناس روسی لموسوف         (1711-1765) بود. در سال 1669 یک دانشمند دانمارکی به نام نیلس استنسن قانون ثابت بودن زوایا را کشف کرد. در همین سال شخص دیگری به نام اراسموس بارتولینوس موفق به کشف شکست مضاعف کلیست ایسلندی گردید. قانون پارامتر وایس آلمانی در دهه دوم قرن بیستم وضع کرد. در سال 1830 هسل 32 کلاسه را ثابت کرد، پس از آن با استفاده از محاسبات ریاضی فدروف روسی و شنفلیس آلمانی 230 شبکه فضایی را ثابت کردند. با کشف اشعه ایکس بوسیله رنتگن ، تحول عظیمی در کانی شناسی بوجود آمد بدینوسیله برای اولین مرتبه ماکس فون لاوه موفق به مطالعه ساختمان داخلی کریستال گردید. بعد از اینکه استفاده از اشعه ایکس در کانی شناسی نشان داده شد، براگ در سال 1913 اولین ساختمان یعنی شبکه نمک طعام را معرفی نمود.

اهميت اقتصادي كانيها:

 

کانیها دارای ارزش اقتصادی بسیار زیادی می‌باشند، بطوری که اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان نظیر شیلی ، گینه ... بر اساس مواد معدني پایه‌ریزی شده است. اگر چه بسیاری از کانیها دارای ارزش درمانی ویژه خود هستند و حتی تعدادی به عنوان مواد سمی و مهلک مورد استفاده قرار می‌گیرند، ولی افرادی نیز وجود دارند که همراه داشتن کانیهای معین را در درمان برخی از بیماریهای موثر می‌دانند. در سراسر جهان عده زیادی علاقمند به جمع‌آوری مجموعه‌های کانی هستند، در یک پیک نیک خانوادگی می‌توان نمونه‌هایی از این خلقت زیبای خداوند جمع‌آوری نمود. با توجه به اینکه در کشور ما کانیهای متنوعی وجود دارند .
کانیها از دوران پیش از تاریخ ، نقشی اصلی در نحوه زندگی بشر و استاندارد زندگی وی داشته‌اند. با گذشت هر قرن ، اهمیت اقتصادی کانیها به گونه‌ای فزاینده بیشتر شده و امروزه به اشکال بیشماری ، از احداث آسمان خراشها گرفته تا ساخت رایانه به آنها وابسته‌ایم. تمدن جدید ، به طور شگفت آوری به کانیها وابسته است و کاربرد وسیع آنها را الزامی کرده است. تعداد کمی از کانیها مانند تالک ، آزبست ، گوگرد و ... به همان شکل استخراج شده ، معروف می‌شوند. اما بسیاری از آنها را برای به دست آوردن یک ماده مفید ، باید در آغاز فرآوری کرد. برخی از محصولات آشناتر عبارتند از : آجر ، شیشه ، سیمان ، گچ و چیزی در حدود بیست فلز از آهن گرفته تا طلا. کانسنگهای فلزی و کانیهای صنعتی در همه قاره‌ها و در هر جا که کانیهای خاص به اندازه کافی تمرکز یافته و استخراج آنها اقتصادی باشد، استخراج می‌شوند.

خواص فيزيكي كانيها:

با استفاده از خصوصيات فيزيكي ساده اي مي توان كانيهاي اصلي را در نمونه دستي تشخيص داد. ولي تشخيص دقيق كانيها با استفاده از ميكروسكوپهاي پلاريزان يا دستگاههاي اشعه ايكس و روشهاي شيميايي انجام مي شود. بعضي از خواص فيزيكي ظاهري كانيها عبارتند از:

1-  جلا: توصيف ظاهري سطح يك كاني را جلا مي گويند. به دونوع جلاي فلزي وغير فلزي تقسيم   مي شود. درجلاي فلزي سطح كاني به صورت فلزي و براق ديده مي شود مانند جلاي طلا يا پيريت. در جلاي غير فلزي ما سطح كاني را به صورت براق و فلزي نمي توانيم ببينيم. جلاي غير فلزي به انواع جلاي مرواريدي، ابريشمي، شيشه اي مانند كوارتز و خاكي مانند كاني هاي رسي تقسيم     مي شود. 

2- سختي: مقاومت يك كاني در برابر خراشيده شدن را سختي مي گويند. موس كاني شناس آلماني 10 كاني با سختي هاي مختلف را انتخاب وبه ترتيب از نرم ترين به سخت ترين كاني تنظيم كرد. در عكسهاي 1 و2 نرم ترين و سخت ترين كانيها ديده مي شود. جدول شماره 3 جدول سختي كانيها بر حسب درجه سختي موس نشان داده شده است.

                                                   

 عكس شماره 1- تالك، نرم ترين كاني                                                     عكس شماره 2- الماس، سخت ترين كاني

 

 جدول شماره3 : جدول سختي كانيها

3-رنگ:  بسياري از كانيها رنگهايي دارند كه در محدوده معيني تغيير مي كند و مي تواند در شناسايي آنها به كار آيد. مثلا رنگ زرد پيريت يا رنگ سبز مالاكيت. اما به علت وجود ناخالصي بايد در شناسايي كانيها دقت بيشتري نمود.

4- رنگ خاكه: رنگ پودر كانيها را رنگ خاكه مي گويند. رنگ خاكه را مي توان با كشيدن نمونه بر روي يك صفحه چيني بدون لعاب آزمايش نمود. رنگ خاكه بيشتر براي شناسايي كانيهاي فلزي به كار مي رود، زيرا رنگ خاكه اغلب كانيهاي غير فلزي سفيد يا بي رنگ است.

5- چگالي: عبارت است از نسبت جرم به حجم يك نمونه                              

     كانيهاي با چگالي بسيار كم ويا زياد با دست نيز قابل تشخيص است. مثلا سنگيني طلا يا  گالن (سولفيد سرب) را به راحتي مي توان تشخيص داد.

6- رخ يا كليواژ : تعدادي از كانيها بر اثر ضربه يا فشار در امتداد سطوح معيني آسانتر از جهات ديگر شكسته مي شوند. اين سطوح گسيختگي را رخ مي گويند. اين سطوح ناشي از آرايش ساختماني اتمها در بلور وپيوندهاي ضعيف بين لايه هاي اتمها است. بعضي از كانيها فاقد رخ و برخي بيش از يك دسته رخ دارند.

علاوه بر خصوصيات فيزيكي فوق ويژگيهاي ديگري نظير شفافيت، سطح شكست، خاصيت مغناطيسي( مثل كاني منيتيت)، چكش خواري (مثل تركيبات مسي)، واكنش با اسيد كلريدريك (كلسيت)، حتي بو ومزه (نمك طعام) نيز در شناسايي كانيها به كار مي رود.

ساختمان بلورين كانيها:

كا نيها متبلور هستند، يعني داراي ساختمان داخلي منظم مي باشند و داراي ساختمان بلورين هستند ولي براي تشخيص نظم داخلي آنها ممكن است نياز به ميكروسكوپ پلاريزال باشد. بر اساس مطالعات          كاني شناسان، معلوم شده كه سلولهاي اوليه تمام كانيها متعلق به شش حالت است كه هر كدام يك سيستم تبلور خوانده مي شوند. در زير نام آنها آورده شده است:

1-  مكعبي 2- تتراگونال 3- هگزاگونال 4- اورتورومبيك 5- مونوكلينيك 6- تريكلينيك

 

شكل شماره4- شكل هندسي كانيها

گروههاي مهم كانيها:

حدود 3000 كاني در طبيعت شناخته شده اند ولي تنها تعداد معدودي از آنها هستند كه نقش اصلي را در ساختن سنگها دارند و به كاني هاي سنگ ساز معروف هستند. مهمترين گروه كانيها عبارتند از:

1- سيليكاتها 2- كربناتها 3- اكسيدها 4- سولفيدها 5- سولفاتها 6- هاليدها 7- فسفاتها و عناصر طبيعي

الف- كانيهاي سيليكاته: اين كانيها سازنده اصلي دو دسته بزرگ از سنگها يعني آذرين و دگرگوني هستند. وجه مشترك ساختمان بلورين تمام سيليكاتها چهار وجهي هاي Sio4  است. مهمترين كانيهاي سيليكاته عبارتند از:

1- اوليوين ها: (Mg,Fe)2Sio4 ، معمولا سبز رنگ وفاقد رخ هستند. سختي آنها بين 5/6 تا 7 است. معمولا به صورت دانه اي و يا توده اي شكل هستند.

2- پيروكسن ها: مثل اوژيت [Ca(Mg,Fe,Al)(Al,Si)2O6] پيروكسن ها سبز روشن تا تيره يا سياه رنگ هستند. داراي دو دسته رخ بوده و سختي آنها بين 5 تا 6 است.

 3- آمفيبول ها: مثل هورنبلند [Ca2(Mg,Fe)5(OH)2(Al,Si)8O22] خصوصيات ظاهري آنها مثل پيروكسن ها است ولي زاويه بين دو دسته رخ در آنها متفاوت است. آمفيبول ها سيليكاتهاي آبدار هستند ووقتي تجزيه شوند آب توليد مي كنند.                                           

4- ميكاها: به دو دسته ميكاي سفيد يا موسكوويت KAl2(OH,F)2AlSiO10 و ميكاي سياه يا بيوتيت K(Mg,Fe)3(OH,F)2AlSi3O10 تقسيم مي شوند. داراي يك دسته رخ خوب هستند كه به آساني در امتداد سطح رخ گسيخته مي شوند. سختي ميكاها كم و بين 2 تا 3 است.            

   5- فلدسپاتها: به دو دسته فلدسپاتهاي پتاسيم دار KAl(Si3O8) و پلاژيوكلازها [(Na,Ca)AlSi3O8] تقسيم مي كنند. داراي دو دسته رخ خوب هستند. سختي بين 6 تا 5/6 دارند و فراوان ترين كانيهاي روي زمين هستند.

۶-  كوارتز: SiO2  از كانيهاي فراوان در سنگهاي آذرين، دگرگوني و رسوبي مي باشند. ممكن است  بي رنگ و شفاف يا به رنگهاي مختلف ديده شود. رخ مشخصي ندارد. سختي آن 7 است بنابراين شيشه را خط مي اندازد.

ب- كربناتها: با وجود اينكه عنصر كربن در طبيعت زياد ديده نمي شود ولي در گروه مهمي از سنگهاي رسوبي ديده مي شود.

       1- كلسيت: Caco3 اين كاني جزء اصلي سازنده سنگ آهك است. كلسيت معمولا به شكل بلورهاي لوزي وجه (رومبوئدر) ديده مي شود. معمولا سفيد و بي رنگ است ولي به رنگهاي خاكستري كم رنگ، آبي، زرد رنگ هم ديده مي شود. سختي آن 3 مي باشد. از خصوصيات آن اين است كه با اسيد كلريدريك رقيق به آساني مي جوشد.

       2- دولوميت: كربنات مضاعف كلسيوم ومنيزيوم CaMg(Co3) مي باشد. از نظر خصوصيات مانند كلسيت است ولي با اسيد كلريدريك رقيق نمي جوشد.

       3- آراگونيت:  Caco3 سيستم تبلور آن با كلسيت متفاوت است. پايداري و فراواني آراگونيت كمتر از كلسيت است.

       4-  اسميت زونيت: Znco3 براي توليد روي به كار مي رود.

       5- مالاكيت: Cu(OH)2Co3 سنگ معدن مس است.

       6- ماگنزيت: MgCo3 در ساخت آجرهاي دير گداز به كار مي رود.

ج- كاني هاي اكسيدي: داراي اهميت اقتصادي هستند.

      1-  هماتيت Fe2o3: رنگ خاكستري تا سياه و قهوه اي مايل به قرمز، رنگ خاكه قهوه اي مايل به قرمز، جلاي فلزي يا خاكي داشته و كاني مهم آهن است.

       2- مانيتيت Fe3o4 : رنگ سياه، جلاي فلزي و خاصيت مغناطيسي دارد و به شدت جذب آهن ربا    مي شود. رنگ خاكه آن سياه بوده و كاني مهم آهن است.

       3- ايلمنيت FeTio3 : منبع توليد Tio2 بوده و در رنگسازي، كاغذسازي، لاستيك سازي، سراميك سازي، و صنايع ديگر كاربرد دارد.

       4- كروندوم Al2o3 : به علت سختي زياد (9) به عنوان ساينده استفاده مي شود.

        5- كروميت MgFeCr2o : براي توليد كرم به كار مي رود.

       6- بوكسيت  Al2o3,nH2o: منبع اصلي توليد آلومينيوم است.

د- كانيهاي سولفيدي:

       1-  گالن (PbS) : رنگ خاكستري سربي، رنگ خاكه خاكستري تا خاكستري مايل به سياه، جلاي فلزي و كاني اصلي فلز سرب است.

       2- پيريت FeS2  : رنگ زرد برنجي با جلاي فلزي، معروف به طلاي احمقان (طلاي دروغين)، رنگ خاكه سياه مايل به سبز، براي تهيه اسيد سولفوريك كاربرد دارد.

        3- اسفالريت Zn,Fe,S : كاني اصلي فلز روي است.

       4- كالكوپيريت CuFes2 ، كالكوسيت Cu2S : كاني هاي مهم مس هستند.

        5- آرژانتيت Ag2Sكاني مهم نقره مي باشد.

        6- سينابر HgS : كاني اصلي جيوه مي باشد.

ه- كانيهاي سولفاتي:

        1- ژيپس (CaSo4,2H2o) : سفيد يا بي رنگ، شفاف يا نيمه شفاف، يك دسته رخ خوب و دو دسته رخ مشخص، سختي 2، با ناخن خط بر مي دارد، براي ساختن گچ بنايي و كود به كارمي رود.

        2- انيدريت (Caso4) : گچ بي آب، سفيد، خاكستري يا مايل به آبي، سختي 3 تا5/3

        3- باريت Baso4 : بي رنگ و سفيد، سختي 5/2 تا 5/3 ، كاني فلزي بسيار سنگين است. در گل حفاري، رنگ سازي، شيشه سازي، تهيه حشره كشها وتهيه كاغذ ديواري كاربرد دارد.

ر- هاليدها:

        1-  نمك طعام(هاليت) Nacl : سه دسته رخ عمود بر هم دارد. سختي 5/2 ومزه شور دارد.

       2- فلوئورين Ca2F : چهار دسته رخ ، سختي 4 داشته ودر فولادسازي كاربرد دارد.

ز- كانيهاي فسفاتي :

      - آپاتيت : در تهيه فسفاتها كاربرد دارد.

 بقیه مطلب بزودی ارائه خواهد شد ضمنا به علت زیاد بودن عکسها بعضی از عکسها حذف گردیده که بزودی بصورت یک فایل پی دی اف ارائه خواهد شد .

منبع : جزوه آموزشی مهندس قهاری  مدرس مرکز آموزش جهاد کشاورزی فارس

منابع مورد استفاده ایشان :

1-  احمدي، حسن، 1367، ژئومورفولوژي كاربردي، انتشارات دانشگاه تهران، 592 صفحه

2-  بي نام، سايت جهاني سازمان زمين شناسي كشور، قسمت اطلاعات علوم زمين، 1385

3- خسرو تهراني، خسرو، 1367، كلياتي در باره چينه شناسي ايران و مقاطع تيپ تشكيلات، انتشارات دانشگاه تهران، 336 صفحه

4-صداقت، محمود، 1372، زمين شناسي براي جغرافيا، دانشگاه پيام نور، 225 صفحه

5- فيض نيا، سادات، جزوه درس زمين شناسي براي دانشجويان دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران، 149 صفحه

6- قهاري، غلامرضا، 1383، مطالعه خصوصيات ژئومورفولوژيكي و هيدرولوژيكي حوزه آبخيز بيشه زرد، پايان نامه كارشناسي ارشد، 135 صفحه

7- مر، فريد، 1382، زمين شناسي فيزيكي، انتشارات دانشگاه شيراز، 815 صفحه

8-  نبوي،م . ح ،1355 ديباچه اي بر زمين شناسي ايران، انتشارات سازمان زمين شناسي كشور

      9- Guide to Rocks and Minerals, Simon & Schusters, New York, 1988

+ نوشته شده در  ساعت 8 PM  توسط AlItTlKiSs  | 

 

  اعضای محترم و کاربران گرامی سلام

    بزودی  جزوه درس زمین شناسی با سرفصل رشته انتقال آب برروی وبلاگ قرارداده میشود.جادارد از استاد محترم جناب آقای مهندس قهاری مدرس عزیز و دوست داشتنی مرکز آموزش جهاد کشاورزی فارس تقدیر و تشکر نمایم که فایل این مطلب را در اختیار من قرار داده اند .

این جزوه آموزشی توسط ایشان ازروی منابع علمی معتبری جمع آوری گردیده و دارای تاییدیه علمی می باشد .در زیر مطالبی که بزودی قراراست برروی وبلاگ قرارداده شودو همچنین منابع مورد استفاده  به اطلاع دوستان میرسد.ضمنا مطالبی که با رنگ آب مشخص گردیده هم اکنون دردسترس میباشد۰

فصل اول

  كليات زمين شناسي ، نحوه بوجود آمدن جهان و كهكشان ها،شكل و ساختمان زمين،فراواني عناصر، مواد سازنده پوسته جامد زمين،كانيها،سيرتحولي و رشد،اهميت اقتصادي كانيها،خواص فيزيكي كانيها،ساختمان بلورين كانيها،گروههاي مهم كانيها،كانيهاي سيليكاته،كربناتها،كاني هاي اكسيدي،كانيهاي سولفيدي،كانيهاي سولفاتي،هاليدها،كانيهاي فسفاتي،سنگ و سنگ شناسي،چرخه سنگ شناسي،سنگ هاي آذرين،بافت سنگهاي آذرين،بازالتها،گابرو،گرانيت ها،ريوليت،آندزيت ها،سنگهاي رسوبي،فرآيندهاي تشكيل دهنده سنگهاي رسوبي،طبقه بندي سنگهاي رسوبي،سنگهاي رسوبي آواري   ،سنگهاي رسوبي شيميايي،سنگهاي دگرگوني،عوامل موثر دردگرگوني،انواع دگرگوني،انواع ساخت در محيط دگرگوني،مهمترين سنگهاي دگرگوني،    

فصل دوم

 زمين شناسي تاريخي،زمين شناسي تاريخي،تاريخچه زمين شناسي تاريخي،علم چينه شناسي،تاريخچه علم چينه شناسي،كاربرد علم چينه شناسي،ارتباط چينه شناسي با ساير علوم،زمان در زمين شناسي،اصول فيزيكي براي تعيين سن نسبي،لايه بندي متقاطع،تركهاي گلي،اثر موجي نوساني،دانه بندي تدريجي،تعيين سن از طريق فسيل ها،واحدهاي علم چينه شناسي،تقسيم بندي تاريخ زمين،دوران پالئوزوئيك،دوران مزوزوئيك،دوران سنوزوئيك،عمر زمين،تخمين عمر زمين براساس شوري آب اقيانوسها،تخمين عمر زمين بر اساس ميزان رسوبگذاري،تخمين عمر زمين بر اساس سرد شدن كره زمين،مواد راديواكتيويته،تخمينسن زمين بر اساس سنگهاي آسماني،

فصل سوم، زمين شناسي ايران

جايگاه زمين شناسي ايران

الف- زون زاگرس  ب-زون سنندج- سيرجان  ج- زون ايران مركزي د-زون مكران ه- زون البرز

سازندهاي مهم زاگرس چين خورده،تشكيلات جهرم،تشكيلات پابده،تشكيلات آسماري،تشكيلات رازك،گروه فارس،تشكيلات گچساران،تشكيلات ميشانسازندبختياري،فصل چهارم، زمين شناسي ساختماني وتكتونيك،زمين شناسي ساختماني و تكتونيك،چين ها،انواع چين ها،تاقديس،ناوديس،درزه ها،گسلها،مشخصه هاي گسل ها،تقسيم بندي گسل ها،نشانههاي شناسايي گسل ها،ناپيوستگي ها، انواع ناپيوستگي ها، نشانه هاي تشخيص ناپيوستگي ها، آتشفشان ها، ساختمان آتشفشان، آتشفشان هاي سپري شكل، آتشفشان هاي گنبدي شكل، آتشفشان هاي مركب، آتشفشانهاي ايران، آتشفشان دماوند، آتشفشان سهند، آتشفشان سبلان، آتشفشان تفتان، آتشفشان بزمان، آتشفشان آرارات، نقشه هاي زمين شناسي، شيب و امتداد، انواع سيستم هاي بيرون زدگي و عوارض زمين شناسي، علائم گذاري بيرون زدگي ها، روشهاي مطالعه نقشه زمين شناسي، شماهاي ساختماني، مقاطع زمين شناسي، مقاطع بطور سري، زمين لرزه، مشخصات زلزله، گروه زلزله، عوامل موثر در ايجاد زلزله، امواج لرزه اي، موج اوليه، موج برشي، امواج سطحي، مقياسهاي سنجش قدرت زلزله، مقياس مركالي، بزرگي زلزله

 

    منابع :

 

1-      احمدي، حسن، 1367، ژئومورفولوژي كاربردي، انتشارات دانشگاه تهران، 592 صفحه

2-      بي نام، سايت جهاني سازمان زمين شناسي كشور، قسمت اطلاعات علوم زمين، 1385

3-      خسرو تهراني، خسرو، 1367، كلياتي در باره چينه شناسي ايران و مقاطع تيپ تشكيلات، انتشارات دانشگاه تهران، 336 صفحه

4-      صداقت، محمود، 1372، زمين شناسي براي جغرافيا، دانشگاه پيام نور، 225 صفحه

5-       فيض نيا، سادات، جزوه درس زمين شناسي براي دانشجويان دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران، 149 صفحه

6-   قهاري، غلامرضا، 1383، مطالعه خصوصيات ژئومورفولوژيكي و هيدرولوژيكي حوزه آبخيز بيشه زرد، پايان نامه كارشناسي ارشد، 135 صفحه

7-      مر، فريد، 1382، زمين شناسي فيزيكي، انتشارات دانشگاه شيراز، 815 صفحه

8-      نبوي،م . ح ،1355 ديباچه اي بر زمين شناسي ايران، انتشارات سازمان زمين شناسي كشور

      9- Guide to Rocks and Minerals, Simon & Schusters, New York, 1988

ارسال شده در مورخه : یکشنبه ، ۳۰ تير ماه ، 1387

+ نوشته شده در  ساعت 0 AM  توسط AlItTlKiSs  |